{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#داستان_شب..

#داستان_شب..


♦ ️پادشاهی قصد نوشیدن آب از جویباری را داشت ، شاهینش به جام زد و آب بر روی زمین ریخت . پادشاه عصبانی شد و با شمشیر به شاهین زد .

پس از مرگِ شاهین ، پادشاه در مسیر آب ، ماری بسیار سمی دید که مُرده و آب را مسموم کرده بود . وی از کشتن شاهین بسیار متاثر گشت .
مجسمه ای طلایی از شاهین ساخت و بر یکی از بالهایش نوشت:

یک دوست همیشه دوست شما است حتی اگر کارهایش شما را برنجاند .

روی بال دیگرش نوشت:

هر عملی که از روی خشم باشد محکوم به شکست است...
دیدگاه ها (۲)

سایه کاپل: جونگ کوک ، سویونسبک؟ تک پارتی ( Rose ) _ "نه.. نه...

#داستان_شب...پادشاهی قصد نوشیدن آب از جویباری را داشت ، شاهی...

پادشاهی قصد نوشیدن آب از جويباری را داشت ، شاهينش به جام زد ...

#حکایت پادشاهی قصد نوشیدن آب از جويباری را داشت ، شاهينش به ...

پادشاهی قصد نوشیدن آب از جویباری داشت، شاهینش به جام زد و آب...

📚داستان کوتاه#یک_دوستیک روز پادشاهی همراه با درباريانش برای ...

یک روز چنگيز و درباريانش برای شكار به جنگل رفتند.هوا خيلی گر...

خیلی قشنگه.همه بخونیدیک روز چنگیز و درباریانش برای شکار به ج...

یک روز چنگیز و درباریانش برای شکار به جنگل رفتند.هوا خیلی گر...

خیلی قشنگه.همه بخونید♥♥♥♥یک روز چنگیز و درباریانش برای شکار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط