{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗳𝗮𝘁𝗲

𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗳𝗮𝘁𝗲
Season: 𝟮
Part:𝟭𝟴
آروم چشمامو باز کردم نمیدونستم کجام چه اتفاقی افتاده بوی اهن زنگ زده اونجارو فرا گرفته بود کل بدنم زخم بود روی سرم خون خشک شده بود اما من اصلا یادم نمیومد چه اتفاقی برام افتاده ، روی پاهام ایستادم اما هیچ جونی نداشتم
یه سرم تقویتی به دستم وصل بود..
اصلا نمیفهمیدم چرا اینجام
........
ویوی هوانگ مین:
روی صندلی نشسته بودم کنار جونگ کوک
و زل زده بودم بش
~اوی چرا بیدار نمیشیی همچی تموم شد حالا باید بریم سراغ مین هو معلوم نیست کجاست مردس زندس اگه بیدار نشی مجبورم خودم تنهایی برم
و پاشدم
~پس میرم
به پرستارا سپردم که حواسشون کاملا بهش باشه
و رفتم سراغ مین هو
رفتم دفتر تا پرونده های قبلیو دوباره بیارم
وقتی مین هو ناپدید شد تا الان کلی اتفاق افتاده و زمان زیادی گذشته
یعنی الان ممکنه کجا باشه
دیدگاه ها (۲۶)

سلاام گشنگااااخب خیلی وقته هیچ پستی نزاشتم درسته؟ بایدبگم خی...

خون آشام من_𝗽𝗮𝗿𝘁𝟰ویوی جونگ کوک:اون دختره حس عجیبی بهم میدادن...

𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗳𝗮𝘁𝗲Season: 𝟮 Part:𝟭𝟳دکتر وارد اتاق عمل شد اتاق ب...

𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗳𝗮𝘁𝗲Season: 𝟮 Part:𝟭𝟲اصلا حواسم به زخمای عمیقی که...

#قمار_سرنوشت پارت⁸جونهو : پس الان کجاست ( با داد )کوک : لونا...

#قمار_سرنوشت پارت⁹ویو ته با سر و صدا از خواب بلند شدم سرم خی...

چند وقت فعالیت کم میکنم امتحان دارم دیکه😔💫عاشقت نیستم 🥀پارت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط