{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منو حالا نوازش کن

منو حالا نوازش کن
که این فرصت نره از دست
شاید این آخرین باره
که این احساس زیبا هست
منو حالا نوازش کن
همین حالا که تب کردم
اگه لمسم کنی شاید
به دنیای تو برگردم
هنوزم میشه عاشق بود
تو باشی کار سختی نیست
بدون مرز با من باش
اگر چه دیگه وقتی نیست
نبینم این دمه رفتن
تو چشمات غصه می شینه
همه اشکاتو می بوسم
می دونم قسمتم اینه
تو از چشمای من خوندی
که از این زندگی خستم
کنارت اون قدر آرومم
که از مرگم نمی ترسم
تنم سرده ولی انگار
تو دستای تو آتیشه
چشمامو می بندی
و این قصه تموم میشه
هنوزم میشه عاشق بود
تو باشی کار سختی نیست
بدون مرز با من باش
اگر چه دیگه وقتی نیست
نبینم این دمه رفتن
تو چشمات غصه می شینه
همه اشکاتو می بوسم
می دونم قسمتم اینه
دیدگاه ها (۷)

در آتش این فاصله باید که بسوزمیا یک کفن از خاطره های تو بدوز...

حکـــــــــــــــــــــایت من…حکایت کسی بود که عاشق دریا بود...

بعضی وقتهاکسی در زندگیت هستکه اصلا لازم نیست تو را در آغوش ب...

برگ برگ خاطرات کهنه را وا می کنمحاصل آن روزهایم را تماشا می ...

عنوان : تماشای فروپاشی یک خورشیدهمه از تو می‌پرسن: چرا دیگه ...

تو برام همه کس بودی حتا اون روزا که حالم خوب نبود تو ، تو او...

وقتی بعد یه روز کاری سخت و خسته کننده برمیگردی خونه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط