{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

NH

NH
تو را نگاه می کنم که خفته ای کنار من .
پس از تمام اضطراب عذاب و انتظار من تو را نگاه می کنم که دیدنی ترین تویی و از تو حرف می زنم که گفتنی ترین تویی من از تو حرف می زنم شب عاشقانه می شود تو را ادامه می دهم همین ترانه می شود کاش به شهر خوب تو مرا همیشه راه بود راه به تو رسیدنم همین پل نگاه بود مرا ببر به خواب خود که خسته ام از همه کس که خواب و بیداری من هر دو شکنجه بود و بس
دیدگاه ها (۱)

NHمن شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده امتو تصوّر می کنی چوبِ خ...

NHزیر چتر نقاشی های خدامی نشینم لب رودقلم.. بوم... چند رنگ گ...

NHروزی پشیمان می شوی ، آن روز خیلی دیر نیستروزی که دیگر قلب ...

جواب به دوستان.سوالی که خیلی از دوستان راجب اینکه آیا ارتش ه...

گاهی فکر می‌کنم نیازی به اثبات جهانِ پس از مرگ نیست؛ نیازی ن...

عاشقانه های شبنم

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط