{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی از چان ( درخواستی ) p2

چند پارتی از چان ( درخواستی ) p2
--

- دقیقا نزدیک سه هفته هست که مدرسه همون‌جوری داره میگذره .. تو و چان مکالمه خاصی تا الان نداشتین ولی .. چان یه حسایی داشت .. اول فکر میکرد الکین یا هوسه .. ولی مثل اینکه واقعا دوستت داشت .
تو هنوز راجب احساساتت چیزی نمی‌دونستی برای همین بهش فکر نمیکردی ..

- رینگ رینگ .. زنگ مدرسه به صدا در میاد
الان زنگ سومه و درس مورد علاقت یعنی ورزش شروع میشه .. توی رختکن دخترونه لباستونو میپوشیدین و به سالن رفتین .. قرار بود بسکتبال بازی کنین .. وای چان واقعا جذاب شده بود .. چجوری یه پسر دبیرستانی انقد عضله داره؟؟ واقعا عجیبه ..
+ وای .. اتو نگاه چقد خوشگل شده .. چرا هرروز عشقم به این دختر بیشتر میشه ؟؟ کاش بتونم یروز دلشو بدست بیارم .. ( تو دلش )

- بسکتبال ورزش خوبیه و باحالیه .. لحظه شمار اینم که بازی کنیمم

توی تقسیم بندی تیم ها تو و چان باهم افتادید .. چان بسیار ذوق زده بود ولی تو زیاد حسی نداشتی .. بازی شروع شد .. خیلی خوب بازی میکردی
با پاس های دوستات و چان گلای خوبی میزدی و همه دهنشون وا مونده بود ..
وقت آب خوردن بود ..
به سمت بطری ها رفتی ولی قبل از اینکه بطریتو برداری یه پسر دیگه بهت بطریتو داد ..
& بفرما .. فکر کنم بطری تو باشه ( لبخند )
- اوه .. ممنونم
& چجوری انقد قشنگ بازی میکردی؟ وای باورم نمیشه دختر .. اگه بازیکن بسکتبال بودی اولین طرفدارن میشدم
- ( خنده ) .. خب من تو بچگی از بابام یاد گرفتم اون مربی خیلی خوبی بود ..
& اوه خیلیم عالی .. پس هم خودت هم بابات معرکه این؟!
- ( می‌خنده )
از اونور .. ینفر با دستای مشت شده و عصبانیت به شما دوتا نگاه میکرد .. بله اون چان بود .. چان هیچوقت ندیده بود با یکی انقد صمیمی بشی و گرم بگیری و از اون طرف اون پسر باشه .. فقط با مشتای گره خوردش به شما دوتا زل زده بود .. حسادت .. تنها چیزیه که چان نمیتونست جلوشو بگیره ..
& خب .. اسمت ا.ت هست درسته؟؟
- اره .. اسم تو چیه؟؟
& خب .. من کیم هستم .. خوشحالم از اشناییت
- منم همینطور .. بریم ادامه بازی ( لبخند )

بازی برای راند دوم شروع میشه ..
خیلی خوب بازی میکردی و از قبلم بهتر گل میزدی .. که یهو بدنت با بازیکن حریف برخورد می‌کنه و محکم زمین میخوری ..
- آخخ ...
صدات تو کل محیط میپیچه .. و از اون طرف دونفر بودن که سریع به سمتت اومدن ..
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی از چان ( درخواستی ) p3 ( آخر )--چان و کیم دقیقا رو...

سناریو ( وقتی قربون صدقشون میری چه واکنشی نشون میدن؟ ) { درخ...

چند پارتی از چان ( درخواستی ) p1ا.ت -چان +--شروع مدرسه و دید...

بچه ها من واقعا هیچ ایده ای دیگه ندارم اگر شما ایده ای دارید...

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی از همکارای خانومش گرم...

سناریو استرنجر تینگز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط