{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی از چان ( درخواستی ) p3 ( آخر )

چند پارتی از چان ( درخواستی ) p3 ( آخر )
--

چان و کیم دقیقا روبروت بودن
+ هی ا.ت خوبی؟؟
& میخوای بریم پیش پرستار؟؟
و تو گیر کرده بودی بین چان و کیم .. پات بدجوری زخمی شده بود
چان دستشو دور کمرت حلقه می‌کنه
+ بلند شو بریم پیش پرستار ..
& خودم میبرمش
+ عقب وایسا .. خودم میبرمش
& ولی..
+ گفتم خودم میبرمش
کیم با یه چشم غره میره پیش بقیه بچه ها
چانم آروم کمکت می‌کنه بلند شی و می‌برت سمت اتاق پرستار ..
تو راه داشتی بیشتر عاشقش میشدی ..
- چرا زحمت کشیدی .. نمیخواست .
+ ( لبخند ) چه زحمتی؟ وظیفمه وقتی دوستم صدمه میبینه کمکش کنم ..
تا دم در اتاق دیگه حرفی نزدین .. وارد اتاق شدین و دیدین پرستار نیست ..
- اوه .. پرستار نیست ( ناراحت )
+ اشکالی نداره .. خودم پاتو پانسمان میکنم
- ولی اذیت ..
+ هیشش .. اذیت نمیشم .. تو خوب شو ..
از خجالت زبونت قفل کرده بود..
چان جعبه کمک های اولیه رو میاره و ضد عفونی کننده رو در میاره و جلوت زانو میزنه و پاتو میگیره
+ الان می‌خوام ضد عفونیش کنم .. دردت گرفت بگو باشه؟؟
- ب..باشه
شروع می‌کنه ضد عفونی کردن ..
- آخ ..
سریع دستمال و برمیداره ..
+ هی خوبی ؟ .. وای متاسفم
- نه نه خوبم اشکال نداره ( لبخند )
+ باشه .. دوباره میزارمش ..
بعد از چند دقیقه ضد عفونی تموم میشه و آروم پاتو پانسمان می‌کنه .. چان فکر میکرد .. الان شاید دیگه وقتشه ..
+ هی .. ا.ت .. میتونم یچیزی بگم؟
- البته بگو
+ ا.ت ... م.. من دوست دارم .. بیشتر از هرچیزی .. خیلی واسم مهمی و باارزشی ... وقتی اون کیم عوضی بهت میچسبه دلم میخواد چشمامو از حدقه در بیارم .. تو صاحب قلب من شدی و الان نمیتونم ازت دست بکشم .. من واقعا عاشق همه چیتم .. خودت .. چشات .. لبات ..
مونده بودی چی بگی
کاملا از تعجب چشات گرد شده بود ولی خب .. خودتم همین حسو بهش داشتی ‌..
یهو می‌پری بغلش و لبتو رو لباش می‌زاری .. بعد از چند دقیقه همراهی ازش جدا میشی ..
- می‌دونی .. منم همین حسو داشتم چان .. ولی هیچوقت فکر نمی‌کردم دوطرفه باشه ..
دوباره لباشو رو لبات می‌زاره ..
+ پس یعنی الان مال من شدی؟؟
- مال خود خودت ( لبخند )
از اون روز به بعد شما دوتا یکی از بهترین زوجا بودین .. خیلی عاشق هم بودین و واسه هم میمردین .. فاصلتو هم از کیم زیاد کردی و یه زندگی و عشق بی پایان و با چان شروع کردی ..

جنورا
دیدگاه ها (۰)

سناریو ( وقتی قربون صدقشون میری چه واکنشی نشون میدن؟ ) { درخ...

چند پارتی از هیونجین ( درخواستی ) p1 ا.ت -هیونجین +--از این ...

چند پارتی از چان ( درخواستی ) p2--- دقیقا نزدیک سه هفته هست ...

چند پارتی از چان ( درخواستی ) p1ا.ت -چان +--شروع مدرسه و دید...

Part 30

سناریو ریندو پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط