{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به چشم هایم که ...

به چشم هایم که ...
چشم می دوخت...
نفسم می بُرید...
بعدها فهمیدم...
عشق خودش می بُرد و می دوزد...
گوشش هم به هیچ چیز
و هیچ کس بدهکار نیست...
دیدگاه ها (۴)

هزار بار به گوش تو خواندم ...اما حیف...دلی که مُرد...غم عشق ...

شادی کوچکی می‌خواهم...آن‌قدر کوچک...که هیچ‌کس نخواهد آن را ا...

عکست را با خودم دارم...همراهِ صدای ضبط شده‌ات ...و هر روز به...

گاهی وقت ها ...چشمم به شماره ات می افتد...ناخوداگاه ...دستم ...

من هم روزگاری فکر می‌کردم عشق همه چیز را حل می‌کند. بعدها فه...

آدمیزاد عجب قصه‌ی عجیبی‌ست؛گاهی برای به‌دست آوردنِ دنیا می‌د...

قاصدک‌های پریشان را که با خود باد بردبا خودم گفتم مرا هم می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط