{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواهم از نگاه تو هر اتفاق را

می خواهم از نگاه تو هر اتفاق را

هر اتّفاق تازه و دور از فراق را


امروز در پیاله ی رنگین کمان بریز

باران نوبهاری این اشتیاق را


با چشم خود به قهوه ی تلخم شکر بریز

روشن کن از شرار محبّت اجاق را


ای روشنای سبزه و مهتاب، می شود

خاموش کرد با تو چراغ نفاق را


جاری شو ای صلابت هفت آسمان عشق

بشکن غرور بی سبب باتلاق را


تا از خیال عشق گذشت این «قصیده»ها

عطر «غزل» گرفت هوای اتاق را


ای ساده تر ز حادثه ی «دوست داشتن»

می جویم از نگاه تو هر اتّفاق را
دیدگاه ها (۴)

شکسته - بسته بگویم سلام ریحانهسلام ای غزل ناتمام ریحانه ستار...

گفته بودی که دگر زلف پریشان نکنیماه را روز و شب چارده حیران ...

پریشان تو ام هرچند می دانم نمی دانیچه حالی دارد ای گیسوکمند ...

درد من را بگذارید به شیدایی خویشساغرم را بگذارید به اغوایی خ...

از تو نشان گرفتم و دیدم نشان #توییمن بی‌هوا پریده‌ام و آسمان...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

به جایی از زندگی می‌رسی که همه‌چیز کم‌کم رنگش را از دست می‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط