{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در خیالات خودم,

در خیالات خودم,
در زیر بارانی که نیست…
می رسم با تو به خانه،
از خیابانی که نیست…

می نشینی روبرویم،
خستگی در میکنی…
چای می ریزم برایت،
توی فنجانی که نیست…

باز ميخندی و ميپرسي:
كه حالت بهتر است؟!
باز میخندم ، که خیلی،
گرچه ، میدانی که نیست…

شعر می خوانم برایت،
واژه ها گل می کنند!!!
یاس و مریم میگذارم،
توی گلدانی که نیست…

چشم میدوزم به چشمت،
مي شود آیا کمی،
دستهایم را بگیری،
بین دستانی که نیست..؟!

وقت رفتن می شود،
با بغض می گویم: نرو...
پشت پایت اشک می ریزم،
روی ایوانی که نیست…

می روی و خانه،
لبریز از نبودت می شود…
باز تنها می شوم،
با یاد مهمانی که نیست...!

بعد تو
این کار هر روز من است!!!
باور این که نباشی،
کار آسانی که نیست...!
دیدگاه ها (۶)

✘☜ﺍﻭﻧـﯽ ﮐـﻪ ﺭﻓـﺖ ... ﺑـﻪ{ ﺗـُـﺨــــــــــــــــﻢ} ﻣـُﺮﻏـﺎﯼ ﺗ...

هـــی لعنتــــــی....اون طوریــم كه تـــو فكــر میكنـــی نیس...

روی پاکت های سیگـار نوشتـه : ” دخانیـات عامل اصلی سـرطان و ...

دلم را سپردم به بنگاه دنیا, و هی آگهی دادم اینجا و آنجا.... ...

- شعر تویی و من شآعرَت . .در خیالات خودم ، در زیر بارانی که ...

زندگی دفن شده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط