برهنه به بستر بی‌کسی مُردن ،

برهنه به بستر بی‌کسی مُردن ،
تو از یادم نمی‌روی ...
خاموش به رساترین شیون آدمی،
تو از یادم نمی‌روی ...
گریبانی برای دریدن این بغض بی‌قرار،
تو از یادم نمی‌روی ...
سفری ساده از تمام دوستت دارم تنهایی،
تو از یادم نمی‌روی ...
سوزن ریز بی‌امان باران بر پیچک و ارغوان ،
تو از یادم نمی‌روی ...
تو...تو با من چه کرده‌ای که از یادم نمی‌روی !
دیدگاه ها (۳)

باران می‌بارید.چویا با قدم‌های سریع از میان خرابه‌های ساختما...

سلام به روی ماه تونگذرم از خیال تو......::::::::ملکه خوب ها

### پارت دوازدهم: طوفان پیش از نبردنور کم‌نورِ چراغ‌های کافه...

چطوری می‌تونم فراموشت کنم، وقتی قشنگ‌ترین خاطره‌های زندگیم ب...

سناریو ران

💗 قولی که شکستیسه روز از شبی که همه‌چیز بین ا.ت و جیمین تغیی...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_19فصل دهم | سؤا...

رمان هفتمین سایه

کوک آرام عکس را پایین آورد.«من؟»نایک لبخند تلخی زد.«تو خیلی ...

هم‌سلولی خطرناک (part8)ـ باید بریم.ـ قبل از اینکه پلیس رد او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط