چقدر مثل خودم ساده بود و عاشق بود
چقدر مثل خودم ساده بود و عاشق بود
مسیر دلهره اش، جاده بود و عاشق بود
شبیه من که دلم را سپردم و رفتم...
دلش به سفسطه ای داده بود و عاشق بود
هنوز ساعت دیدار بعد از آن همه سال
کنار آینه آماده بود و عاشق بود
به احتمال زیاد از قفس نمی ترسید
نگو اسیر که آزاده بود و عاشق بود
به سوی ماه، پلنگش خیال رفتن داشت
نمی رسید، نه! افتاده بود و عاشق بود.
مسیر دلهره اش، جاده بود و عاشق بود
شبیه من که دلم را سپردم و رفتم...
دلش به سفسطه ای داده بود و عاشق بود
هنوز ساعت دیدار بعد از آن همه سال
کنار آینه آماده بود و عاشق بود
به احتمال زیاد از قفس نمی ترسید
نگو اسیر که آزاده بود و عاشق بود
به سوی ماه، پلنگش خیال رفتن داشت
نمی رسید، نه! افتاده بود و عاشق بود.
- ۷۰۶
- ۰۴ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط