{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عهد خونین و گل رز

عهد خونین و گل رز

part: 5

سکوت سنگینی بر فضا حاکم شد

تهیونگ به آرامی از جایش بلند شد و به سمت ا.ت آمد

دستش را روی گونه ا.ت گذاشت

_ ا.ت... تو... تو قلب یخ‌زده منو آب کردی

_ من هم تو رو دوست دارم،

ا.ت او با صدایی که حالا دیگر سرد نبود، اعتراف کرد

_ بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی

و برای اولین بار، لب‌های تهیونگ به آرامی بر لبان ا.ت بوسه زد

بوسه‌ای که نه از روی اجبار، بلکه از روی عشق و اشتیاق بود.................
دیدگاه ها (۰)

عهد خونین و گل رزpart: 4 ...

عهد خونین و گل رزpart: 3 ...

پارت آخر Pt⁵ : اعتراف آخر شب 🌙💜ساعت از نیمه‌شب گذشته بود.فیل...

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط