به دوش میکشمت,در این دنیای وانفسا,,
به دوش میکشمت,در این دنیای وانفسا,,
و می بالم به خود از اینکه تکیه گاه لحظه ای ناب تو هستم...تو را هر لحظه می جویم نه در این دشت خاکی,بلکه در لابلای فطره های خون خود,لای ذهنم..ساده می گویم عزیز دل,,که من دیگر خودم نیستم,تو هستم تو..
و می بالم به خود از اینکه تکیه گاه لحظه ای ناب تو هستم...تو را هر لحظه می جویم نه در این دشت خاکی,بلکه در لابلای فطره های خون خود,لای ذهنم..ساده می گویم عزیز دل,,که من دیگر خودم نیستم,تو هستم تو..
- ۹۹۶
- ۲۰ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط