بازیدرخون
بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست چهار🍷🔪
با صدای قفل در به خودم اومدم
سرمو بلند کردم که دیدم در حال قفل کردن دره..
کی اومده بود؟
تای ابرومو بالا انداختم و تعجب کردم از این زود اومدنش..
خواستم بلند بشم
ولی خودش با دو قدم بلند بهم رسید
دستشو انداخت و دستمو محکم گرفت
مجبورم کرد بلند بشم
انقدر محکم گرفته که آخم بلند شد
+دستم درد گرفت
اهمیت نداد و منو دنبال خودش کشید
+با توام سروش چیکار میکنی؟
در اتاق کوچیکی رو باز کرد ، و منو کشید داخل و رو تخت هل داد
صورتش عصبی بود
آخم بلند شد
من حامله بودم چه وضع رفتار با یه زن حامله بود؟
خواستم چیزی بگم ولی یهو کمربندش و در آورد
مات موندم
میخواست باهام رابط ه داشته باشه؟
ولی وقتی کمربند دور دستش پیچید بیشتر خشکمزد
کتکم میرد؟
ناباور خندیدم و با بغض نگاهش کردم
پارت دویست چهار🍷🔪
با صدای قفل در به خودم اومدم
سرمو بلند کردم که دیدم در حال قفل کردن دره..
کی اومده بود؟
تای ابرومو بالا انداختم و تعجب کردم از این زود اومدنش..
خواستم بلند بشم
ولی خودش با دو قدم بلند بهم رسید
دستشو انداخت و دستمو محکم گرفت
مجبورم کرد بلند بشم
انقدر محکم گرفته که آخم بلند شد
+دستم درد گرفت
اهمیت نداد و منو دنبال خودش کشید
+با توام سروش چیکار میکنی؟
در اتاق کوچیکی رو باز کرد ، و منو کشید داخل و رو تخت هل داد
صورتش عصبی بود
آخم بلند شد
من حامله بودم چه وضع رفتار با یه زن حامله بود؟
خواستم چیزی بگم ولی یهو کمربندش و در آورد
مات موندم
میخواست باهام رابط ه داشته باشه؟
ولی وقتی کمربند دور دستش پیچید بیشتر خشکمزد
کتکم میرد؟
ناباور خندیدم و با بغض نگاهش کردم
- ۲.۲k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط