{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست شیش🍷🔪



درد میداد و بعد میپرسید درد داری
حس میکردم رنگم پریده
کنارم نشست

دستشو برد توی موهام
با دستای بی جونم دستشو از موهام و کنار زدم
بی جون گفتم
+بهم دست نزن..

جون نداشتم که حرفم و کامل بزنم ، با لکنت گفتم
سردم بود

دستمو گرفت توی دستش
سعی داشتم جداش کنم ولی زور من کجا و زور اون کجا؟

محکم گرفته بود پچ‌زد
+ول نمیکنم!

با بغض نگاهش کردم
_ازت بدم میاد ، نمیبخشمت..برو

موهاش و چنگ زد ، با حالت متاسفی نگاهم کرد
+تو حال خودم نبودم ، م س ت بودم و عصبی

خندیدم که سریع لبم جمع شد
زخم بود

درد می‌گرفت وقتی می‌خندیدم
_حواست به بچه آن بود ، حواسم بود که به بچت نزدی...

+ازم دلگیر نباش! وقتی حرفمو گوش ندادی

تنم لرزید
نمی‌ترسیدم دیگه ازش نمی‌ترسیدم ، حتی اگه دوباره میزد
گفتم
_بازم میکنم...میخوای چیکار کنی؟ میخوای بزنی؟ باشه بزن
دیدگاه ها (۱)

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست هفت🍷🔪یه اشک درشت که تو چشمام جمع شده...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست هشت🍷🔪با همون لحن به سرد فقط پوزخند ز...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست پنج🍷🔪+چیکار داری میکنی؟سرشو آورد بال...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست چهار🍷🔪با صدای قفل در به خودم اومدم س...

درمانگر عشق. پارت۶۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط