{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست پنج🍷🔪



+چیکار داری میکنی؟
سرشو آورد بالا

با دیدن چشماش وحشت کردم
سیاه بود و رگه های قرمز از عصبانیت داخلش مشخص بود

با بغض صداش کردم
+کوروش؟

پایان حرفم مساوی شد با ضربه کمربند
جیغی کشیدم

پشت سر هم میزد ، دیگه انقدر جیغ کشیده بودم صدام در نمی اومد
حواسم بود به شکمم نمی‌زد

به جایی غیر از شکمم میزد
بغض کردم
دیگه اشکی ام نداشتم برای ریختن ، هرچی بود تا الان ریخته بودم ..

دستش خسته شد کشید کنار
با درد به خودم پیچیدم
کمربند و انداخت رو زمین و کنارم روی تخت نشست

نمیتونستم نفس بکشم
قلبم درد میکرد

دستشو کرد تو موهام
صداش خش داشت خیلی ام خش داشت
صدای منم بلند نمیشد

که بهش بگم دست نیست و از روی موهام بردار و برای من دل نشوزون

+درد داری؟
دیدگاه ها (۳)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_60حس میکردم کثیفم ..از روی ت...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 160♡⁠。⁠)⁩فکر به...

#in_your_eyes part_9۵ویو کایلااز صبح حوصله‌ی هیچ‌کسو نداشتم....

پارت ۸

چند پارتی

۳ پارتی

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1. وقتی پریودی و.......

تک پارتی ویو ا.ت نگاهی به گوشیم انداختم که با ۹ تماس از دست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط