{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی
نکند جِر بزنی ، هیچ حساب ام نکنی

گر چه گفتی که فقط خانه یِ امید منی
نگرانم که شبی خانه خراب ام نکنی

زده ام کنج ضریحِ تو گره ، خویشتنم
به امیدی که تو این دفعه جواب ام نکنی

شده ام خوشه یِ آبستن این باغ ولی
ترسم این است بچینی و شراب ام نکنی

همه ی غصه ام اینست که در بازیِ عشق
به شگرد دگری بی تب و تاب ام نکنی
دیدگاه ها (۱)

می نویسم من برایت از دلممی کنم اِفشا من امشب، راز خویشمن پر ...

نام تو رو آورده ام دارم عبادت میکنمگرد نگاهت گشته ام دارم زی...

دل من .... محکمه ای است....!که به من می گوید،،همه را دوست بد...

من میگویم....!!!ناز چشمت میخرم، بایدبمانی پیش مندم به دم عاش...

پارت دوم | یک سقف، دو دشمندرِ عمارت با صدای بلندی پشت سرشان ...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی نکند جِر بزنی ، هیچ حساب ام ...

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی نکند جِر بزنی ، هیچ حساب ام ...

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی نکند جِر بزنی ، هیچ حساب ام ...

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی نکند جِر بزنی ، هیچ حساب ام ...

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی نکند جِر بزنی ، هیچ حساب ام ...

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنینکند جِر بزنی ، هیچ حس...

نکند صبح که شد عشق خطابم نکنی...نکند جر بزنی ، هیچ حسابم نکن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط