نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی
نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی
نکند جِر بزنی ، هیچ حساب ام نکنی
گر چه گفتی که فقط خانه یِ امید منی
نگرانم که شبی خانه خراب ام نکنی
زده ام کنج ضریحِ تو گره ، خویشتنم
به امیدی که تو این دفعه جواب ام نکنی
شده ام خوشه یِ آبستن این باغ ولی
ترسم این است بچینی و شراب ام نکنی
همه ی غصه ام اینست که در بازیِ عشق
به شگرد دگری بی تب و تاب ام نکنی
نکند جِر بزنی ، هیچ حساب ام نکنی
گر چه گفتی که فقط خانه یِ امید منی
نگرانم که شبی خانه خراب ام نکنی
زده ام کنج ضریحِ تو گره ، خویشتنم
به امیدی که تو این دفعه جواب ام نکنی
شده ام خوشه یِ آبستن این باغ ولی
ترسم این است بچینی و شراب ام نکنی
همه ی غصه ام اینست که در بازیِ عشق
به شگرد دگری بی تب و تاب ام نکنی
- ۶۴۵
- ۰۱ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط