{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی
نکند جِر بزنی ، هیچ حساب ام نکنی

گر چه گفتی که فقط خانه یِ امید منی
نگرانم که شبی خانه خراب ام نکنی

زده ام کنج ضریحِ تو گره ، خویشتنم
به امیدی که تو این دفعه جواب ام نکنی

شده ام خوشه یِ آبستن این باغ ولی
ترسم این است بچینی و شراب ام نکنی

همه ی غصه ام اینست که در بازیِ عشق
به شگرد دگری بی تب و تاب ام نکنی..
دیدگاه ها (۶)

برگـــــرد بیا عزیز جـــانم برگـــــردمڹ بی تو دگر نمی توانم...

بی وفا،من در هوایت،بی هوا بغضم گرفتبی صدا سوزِ نوایت،بی هوا ...

بی نهایت دوستت دارم ، اگر باور کنیمی توانی این سند را ، ثبت ...

دل نمی بندی ولی دل راچه آسان میبریتیرمژگان میزنی ازدیده وجان...

پارت دوم | یک سقف، دو دشمندرِ عمارت با صدای بلندی پشت سرشان ...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی نکند جِر بزنی ، هیچ حساب ام ...

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی نکند جِر بزنی ، هیچ حساب ام ...

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی نکند جِر بزنی ، هیچ حساب ام ...

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی نکند جِر بزنی ، هیچ حساب ام ...

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی نکند جِر بزنی ، هیچ حساب ام ...

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنینکند جِر بزنی ، هیچ حس...

نکند صبح که شد عشق خطابم نکنینکند جر بزنی ، هیچ حسابم نکنیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط