{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

7𝓟𝓪𝓻𝓽

7𝓟𝓪𝓻𝓽
یونا:اشکش در اومد *
سویی:حالت خوبهههه
یونا:چرا باید بد باشم
سویی: ولی داری گریه میکنی
یونا:گریه کجا بو....د
سوکی:حالت خوبه؟
یوناا...اره فک کنم
سویی:زنگ اخره بیا بریم بیرون از معلم اجازه میگیریم
یونا:چیزیم نیست بابا
سوکی:باید برید خونه شما منم بعدا میام
یونا:دارم می.....
سوکی:همین که گفتم
یونا:باشه
سویی: بیا بریم وسایلو جمع کنیم
یونا:باشه
سویی:بیا اشکاتو پاک کن چرا گریه کردی
یونا:نمیدونم احساس اشنایی داشتم
سویی:بیا بریم خرید
یادتونه توی پارت 5 به زخم یونا اشاره میکردن برای همینه
یونا:عه برای چی
سویی:الان دیگه دو ساعت تا تموم شدن مدرسه مونده بعدا میریم لطفااااا
یونا:باشه باشه
سویی:هوراااااا
*درحال رفتن به خرید
سویی:بستی میخوایی؟
یونا:اگه میخوای خودت بخور
سویی:اما تنهایی مزه نمیده
یونا:باشه بابا
سویی:هورا بریم بخریممم
*بستی تموم شد رسیدن به مغازه
سویی:بلاخره رسیدیم
یونا: اره رسیدیم
سویی:اون لباسو نگا کن خیلی قشنگه
یونا:اره خیلی خوشگله
سویی:بیا دوتامون امتحان کنیم اول تو
یونا:باشه
مغازه دار :از این طرف
یونا:ممنون
*لباس رو پوشید
سویی:خدای مننننن شبیه فرشته ها شدییییی
یونا:نه بابا فرشته کجا بود
سویی:باور کنننننن
𝓽𝓱𝓮 𝓮𝓷𝓭7
دیدگاه ها (۱)

𝓟𝓪𝓻𝓽8سویی:باور کننننننیونا:باشه باشه حالا نوبت توعهسویی:باشه...

𝓟𝓪𝓻𝓽9یونا:این بیرون چیکار میکنی خاله؟جو:اومدم اشغالارو ببرم ...

6𝓟𝓪𝓻𝓽*زنگ کلاسیونا:بیا بریم غذا بخوریمسویی:چشممممیونا:رنگ مو...

𝓟𝓪𝓻𝓽:5یونا:خواهیم دیدجیمین:صبر کن ببینممم*ناهار خوردن مسواک ...

ماموریت 007 صورتی پارت 6

رمان: ببر من p۵ &$:سلام +_:س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط