{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓟𝓪𝓻𝓽:5

𝓟𝓪𝓻𝓽:5
یونا:خواهیم دید
جیمین:صبر کن ببینممم
*ناهار خوردن مسواک زدن و فردا
ویو سویی*
سویی:یه سوال
سوکی:بله چته
سویی:بنظرت مارو یادش میاره؟
سوکی:نمیدونم منم نگرانم
سویی :اره
سوکی:وایسا اون زخم
سویی:کدوم زخم
سوکی:زخم کمر یونا که موقه دعوا مونده بود
سویی:اره درسته
سوکی:پس یعنی
سوکی وسویی:خرید لباس
ویو یونا*
یونا:جیمین حالت خیلی بده مدرسه نیا
جیمین:باشه
جو:هی یعنی همین دیروز داشتی گرگم به هوا بازی میکردی
جیمین:ادم از فردا خودش خبر نداره
یونا:من باید برم دیرم شده
جو:باش مراقب خودت باش
یونا:باش خدافظظ سریع خوب شوو
*یونا رفت به مدرسه
جو:اون واقعاض تغیر کرده
جیمین:اره واقعا
ویویونا*
سویی:سلاممم یونا چخبر پس جیمین کجاست
یونا:سلام جیمین مریضه
سویی:عهه چرا
یونا:چبدونم همین دیروز کلی سرحال بود
سوکی:سلام سلام بانو
یونا:ببند تو یکی
سوکی:عه چرا خب
سویی:یونا میشه بیایم برا عیادت جیمین؟؟
یونا:حتما خاله هم خوشحال میشه
سوکی:باشه پس من بعد مدرسه یکاری دارم سویی تو با یونا برو
سویی:باشه
*زنگ کلاس
𝓽𝓱𝓮 𝓮𝓷𝓭5
دیدگاه ها (۳)

6𝓟𝓪𝓻𝓽*زنگ کلاسیونا:بیا بریم غذا بخوریمسویی:چشممممیونا:رنگ مو...

7𝓟𝓪𝓻𝓽یونا:اشکش در اومد *سویی:حالت خوبههههیونا:چرا باید بد با...

لایک ها بالای 10 تا=^._.^=

من نه به بک یا نه به فالو نیاز دارم فقط یه لایک کوچیک

Start Again (8)صبح روز بعد، یونا طبق عادت وارد کلاس شد.اما ب...

Start Again (28)بعد از اون اتفاق...یونا و جیمین کم‌کم دوباره...

#چرا- منPART9جیمین وای کار سخت شد کوک واسه چیجیمین خوب باید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط