6𝓟𝓪𝓻𝓽
6𝓟𝓪𝓻𝓽
*زنگ کلاس
یونا:بیا بریم غذا بخوریم
سویی:چشمممم
یونا:رنگ مورد علاقت چیه؟
سویی:اومم جیگری تو چی
یونا:اوم من آبی نفتی
سویی:اره خیلی قشنگه
*قلدر کلاس یه همچین علامتی میزاریم براش&
&:هوی شما دوتا پاشید اینجا جای ماست
یونا:لم داده بود دست به سینه*مگه تو. اینجارو خریدی
&زد رو میزو:همین که گفتم مشکلی داری؟
سویی:یونا اروم بیا بریم
یونا:اره مشکل دارم کارت
سویی:یوناااا
&:هوس مردن کردی نه
یونا:اره
سویی:بیا بریمم ببخشید دوست من یکی حالش بده
&یه سیلی به سویی زدو:انگار تنت میخاره این هم بخوا..
سونایه لگد سفت تو دل&:نگاکن جرعت داری یک بار دیگه دستت رو روی خواهر من بلند کنی بد میبینی
&:بلند داد زدو گف عوضی حرومی تو که پدمادرنداری که تربیتت کنن
سوکی: بامشت توی ده قلدره نگا کن کاری به خواهرای من نداشته باش
به توهم مربوط نیست فهمیدی عوضی؟
&:چ..ش..م چشم زانو زدو گفت منو ببخشید لطفا لطفا نمیدونستم
سوکی: گه خوردی نمیدونستی حرومی
سویی:باشه بسته دیگهههه
یونا:سویی حالت خوبه؟ببخشید همش بخاطر من بود
سوکی:نه اگه تو نبودی الان سویی باید بیمارستان بوده باشه
یونا:منظورت چیه
سوکی:یکی به اونا پول داده بود که سویی رو..
سویی:چیزیم نشد پس مهم نیست
یونا:یعنی چی داری میگی بمیری هم مهم نیست
سوکی:حق بایوناست
سویی:به هر حال حالم خوبه
یونا: جاانگشتای اون عوضی رو صورتت مونده
سویی:مهم نیست خوب میشم
یونا:زم زمه*باید انگشتاشو میشکستم
سویی:عههه نکنیا
معلم :اینجا چه خبره اقای یون
سوکی:هیچ یه پشه به سویی حمله کرده
معلم:من متاسفم بخاطر این
یونا:یعنی چی متاسفم اگر..
سویی:یونا رو بغل کرد*چیزیم نشده من خوبم
یونا:....
6𝓽𝓱𝓮 𝓮𝓷𝓭
*زنگ کلاس
یونا:بیا بریم غذا بخوریم
سویی:چشمممم
یونا:رنگ مورد علاقت چیه؟
سویی:اومم جیگری تو چی
یونا:اوم من آبی نفتی
سویی:اره خیلی قشنگه
*قلدر کلاس یه همچین علامتی میزاریم براش&
&:هوی شما دوتا پاشید اینجا جای ماست
یونا:لم داده بود دست به سینه*مگه تو. اینجارو خریدی
&زد رو میزو:همین که گفتم مشکلی داری؟
سویی:یونا اروم بیا بریم
یونا:اره مشکل دارم کارت
سویی:یوناااا
&:هوس مردن کردی نه
یونا:اره
سویی:بیا بریمم ببخشید دوست من یکی حالش بده
&یه سیلی به سویی زدو:انگار تنت میخاره این هم بخوا..
سونایه لگد سفت تو دل&:نگاکن جرعت داری یک بار دیگه دستت رو روی خواهر من بلند کنی بد میبینی
&:بلند داد زدو گف عوضی حرومی تو که پدمادرنداری که تربیتت کنن
سوکی: بامشت توی ده قلدره نگا کن کاری به خواهرای من نداشته باش
به توهم مربوط نیست فهمیدی عوضی؟
&:چ..ش..م چشم زانو زدو گفت منو ببخشید لطفا لطفا نمیدونستم
سوکی: گه خوردی نمیدونستی حرومی
سویی:باشه بسته دیگهههه
یونا:سویی حالت خوبه؟ببخشید همش بخاطر من بود
سوکی:نه اگه تو نبودی الان سویی باید بیمارستان بوده باشه
یونا:منظورت چیه
سوکی:یکی به اونا پول داده بود که سویی رو..
سویی:چیزیم نشد پس مهم نیست
یونا:یعنی چی داری میگی بمیری هم مهم نیست
سوکی:حق بایوناست
سویی:به هر حال حالم خوبه
یونا: جاانگشتای اون عوضی رو صورتت مونده
سویی:مهم نیست خوب میشم
یونا:زم زمه*باید انگشتاشو میشکستم
سویی:عههه نکنیا
معلم :اینجا چه خبره اقای یون
سوکی:هیچ یه پشه به سویی حمله کرده
معلم:من متاسفم بخاطر این
یونا:یعنی چی متاسفم اگر..
سویی:یونا رو بغل کرد*چیزیم نشده من خوبم
یونا:....
6𝓽𝓱𝓮 𝓮𝓷𝓭
- ۱۰.۶k
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط