{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروزرفتم سوپرمارکت ی دونه بسته چیپس برداشتم رفتم بیرون ف

امروزرفتم سوپرمارکت ی دونه بسته چیپس برداشتم رفتم بیرون فروشنده پشت سرم دادزدکجااااا


گفتم:الکی پولشودادم^-^

گفت بیا جلو،منم رفتم جلو

ی سیلی محکم زدتوگوشم^ ^

گفتم چرامیزنی!؟

گفت:الکی مثلا بقیه پولتودادم!!^_^
دیدگاه ها (۳)

خدااااااااجون....آدمات تنهام گذاشتن تو دیگ منو ب حال خودم نز...

لطفاکامنت^_^

♥محتاج گرمای دستتم ... نوازشم کن....♥♥♡♡

گاهی آنقدر دلتنگ کسی میشوی کهاگرخودش بفهمدازنبودنش خجالت میک...

در جست و جوی خاطرات پارت۱۳

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p9یکم حرف زدیم و ...

رومان عشق مافیا پارت 15 از زبان ا/تیکم که فکر کردم دیدم چیزی...

رمان عشق مافیا پارت 2 از زبان ا/تگفتم : تو چی گفتی 😠🤨تو فکر ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part16چشاشو سگی کرد و بهم نگاه کرد بعدم راه ا...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣22🦋)✥(ویو لوین کاترین)بیخیال افکارم شدم و یه ظ...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p12زنگ آخر خورد.و...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

پارت ۶توی یه جا خونده بودم که آشتی کردن با تهیونگ خیلی سخته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط