{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق تو ریشه در اعماق وجودم دارد 

عشق تو ریشه در اعماق وجودم دارد 
ریشه در آخر و آغاز سجودم دارد
بوسه از باور تو تا کجا میخواهد 
مست این عشق شدم جان کجا میخواهد

این چه حالیست که عشق تو برای من ساخت 
این چه عشقیست که دنیای مرا گیر انداخت
نگذار عاشق تو این همه آشوب شود
سمت تو آمده ام حال دلم خوب شود

زیر پاهای تو خاک تو شوم چیزی نیست
سالی یک عمر هلاک تو شوم چیزی نیست
چشم های تو به اندوه من عادت دارد 
شعر در قامت توصیف تو لکنت دارد

هرکسی غرق تو شد وارث تسکین شده است 
حال مایی که دو پیمانه زدیم این شده است
دیدگاه ها (۱)

چه غریب ماندی ای دل، نه غمی، نه غمگسارینه به انتظار یاری ، ن...

دلت را خانه ما کن مصفا کردنش با منبه ما درد دل افشا کن مداوا...

هفت عادت مردمان موثر استفان کاوی

﴿ فصل ۱ قسمت ۶۵ ﴾در حالی که آنیا بی‌حال روی زمین افتاده بود،...

عشقی دوبارهp¹⁵سکوت اتاق رو فرا گرفته بود، اما این بار اون سک...

واقعیت های دروغینپارت هشت تبعید به «قلعه‌ی شمالی» برای املیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط