{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق تو ریشه در اعماق وجودم دارد 

عشق تو ریشه در اعماق وجودم دارد 
ریشه در آخر و آغاز سجودم دارد
بوسه از باور تو تا کجا میخواهد 
مست این عشق شدم جان کجا میخواهد

این چه حالیست که عشق تو برای من ساخت 
این چه عشقیست که دنیای مرا گیر انداخت
نگذار عاشق تو این همه آشوب شود
سمت تو آمده ام حال دلم خوب شود

زیر پاهای تو خاک تو شوم چیزی نیست
سالی یک عمر هلاک تو شوم چیزی نیست
چشم های تو به اندوه من عادت دارد 
شعر در قامت توصیف تو لکنت دارد

هرکسی غرق تو شد وارث تسکین شده است 
حال مایی که دو پیمانه زدیم این شده است
دیدگاه ها (۱)

چه غریب ماندی ای دل، نه غمی، نه غمگسارینه به انتظار یاری ، ن...

دلت را خانه ما کن مصفا کردنش با منبه ما درد دل افشا کن مداوا...

هفت عادت مردمان موثر استفان کاوی

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت دوآزدهـم مشکل ما ...

سکوت گاهی تنها راه دوام آوردن است..

★دستبند ما؟!...p¹چند روز بود که با یک مرد خوشتیپ قرار میزاشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط