" سنگ صبور تنهایی هایم "
" سنگ صبور تنهایی هایم "
می نگرم به
ازدحام ’پر تلاطم ذهن مچاله شده ام
بر دیوارهای تاریک و
کوچه های خالی از نفس های تو
اشک سرخم
چراغان می کند هر شب
جادهء نبودن هایت را
که در ایام عاشقی
سوار بر بال, ابرهای آسمان
غافل از بی رحمی, زمان
ستانه و پروانه وار
بوسه بر پیشانی ماه و ستارهء رقصان می زدیم...
ناگهان،
آسمان غرید ،صاعقه زد
ستاره خاموش شد
پیشانی, ماه ترک برداشت
همه جا تاریک و
تو ،سنگ صبور تنهایی هایم
شکستی از داغی غصه هایم
آااااه
کاش عقربه ها می شکست
ثانیه ها می ایستاد
زمان می ’مرد و
در صفر, زمان
من و تو
دست در دست و
چشم در چشم
تا ابدیت
خاموش و بی کلام
خیره بهم می ماندیم و
دیگر هیچ...
می نگرم به
ازدحام ’پر تلاطم ذهن مچاله شده ام
بر دیوارهای تاریک و
کوچه های خالی از نفس های تو
اشک سرخم
چراغان می کند هر شب
جادهء نبودن هایت را
که در ایام عاشقی
سوار بر بال, ابرهای آسمان
غافل از بی رحمی, زمان
ستانه و پروانه وار
بوسه بر پیشانی ماه و ستارهء رقصان می زدیم...
ناگهان،
آسمان غرید ،صاعقه زد
ستاره خاموش شد
پیشانی, ماه ترک برداشت
همه جا تاریک و
تو ،سنگ صبور تنهایی هایم
شکستی از داغی غصه هایم
آااااه
کاش عقربه ها می شکست
ثانیه ها می ایستاد
زمان می ’مرد و
در صفر, زمان
من و تو
دست در دست و
چشم در چشم
تا ابدیت
خاموش و بی کلام
خیره بهم می ماندیم و
دیگر هیچ...
- ۸۰۲
- ۲۶ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط