{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}



نه ...همین که هستی کافی نیست!

نمی دانی این فقط بودنهایت چقدر آزارم می دهد!

گویی که معلق در میان ِ نبودن های کابوس وارت ایستاده ام.

من تو را لبریز از خودت می خواهم…

با تمام نفس بریده گی هایت وقتی که سنگینی نام ِ مرا صدا می زنی

وقتی که هجوم ِ نگاه غریبانه ات،

قلعه ی قلب ِ سنگی ام را بی هیچ مقاومتی تسخیر می کند.

نه! همین که هستی کافی نیست!

من تو را شبیه خودت می خواهم…

شبیه لحظه هایی که دلبرانه آغاگر ِ دلواژه های شبانه ام می شوی

همین که فقط هستی ... کافی نیست
دیدگاه ها (۳)

حالا نمیدونم کجـــاے کـــار میــلنگـد؟؟؟مــن زیــادے دوستتــ...

حوصله خواندن ندارمحوصله نوشتن هم ندارماین همه دلتنگی دیگر نه...

آشناهای غریب همیشه زیادندآشناهایی که میایند و میروندآشناهایی...

من دل به غم تو بسته دارم ای دوستدرد تو به جان خسته دارم ای د...

تمامِ رنجِ ما از آنجاست که کلیدِ حالِ خوبمان را به دستِ دیگر...

_سناریو_

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط