می نویسم از سیاهی چَشمانش و آتشی کهٍ در قلبم نهاد
می نویسم از سیاهی چَشمانش و آتشی کهٍ در قلبم نهاد
مَن از او مینویسم
از او که نَقش تنهایی من است در شلوغی یک مهمانی
می نویسم...
می نویسم تا بداند که دلی چَشم انتظارش سر این کوچه نشسته... !!!
مَن از او مینویسم
از او که نَقش تنهایی من است در شلوغی یک مهمانی
می نویسم...
می نویسم تا بداند که دلی چَشم انتظارش سر این کوچه نشسته... !!!
- ۷۸۰
- ۲۸ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط