{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حـرف تـازه ای نـدارم...!

حـرف تـازه ای نـدارم...!
فقـط زمستـان...!
در راه اسـت...!
کلـاه بگـذار...!
سـرِ خـاطـراتـی کـه...!
یـخ زده انـد...!
شـایـد یـادت بیفتـد...!
جیـب هـایـت را...!
کـه وقتـی دستهایـم...!
مهمانشـان بودنـد...!
دیدگاه ها (۵)

این روزهادر جواب کسانی که می پرسند: خوبی؟لبخند بزنید..زیرا ا...

." عفیف بمان بانو ..."در را ببند و عاقلانه بیندیش هرڪه عشقت ...

شکی

شکی و میلان و مادر پیکه

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

-بعضی آدم‌ها از زندگی ما نمی‌روند چون بد بودند؛ می‌روند چون ...

اسم رمان: سایه ای که پدرم بودمعرفی: همه می‌گفتند او مردی سرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط