امروز جور دیگری دوستت دارم
امروز جور دیگری دوستت دارم
نمی دانم چه بگویم
از کجا بگویم
در سینه ام سوزی است
خنک و سرد
چون نوشیدن آب از چشمه ای در ظهر تابستان
سینه ام رنگ باران دارد
می خواهد ببارد
تا آخرین قطره ابر
دوستت دارم نه مثل هر روز
بیشتر
خیلی
همچو آغوش باز یک کودک
به اندازه ستاره ها
کودکانه بپذیر این دوست داشتنم را
نمی دانم چه بگویم
از کجا بگویم
در سینه ام سوزی است
خنک و سرد
چون نوشیدن آب از چشمه ای در ظهر تابستان
سینه ام رنگ باران دارد
می خواهد ببارد
تا آخرین قطره ابر
دوستت دارم نه مثل هر روز
بیشتر
خیلی
همچو آغوش باز یک کودک
به اندازه ستاره ها
کودکانه بپذیر این دوست داشتنم را
- ۱.۲k
- ۱۰ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط