مهربان معبودم !
مهربان معبودم !
امروز جور دیگری دوستت دارم
نمی دانم چه بگویم
از کجا بگویم
در سینه ام سوزی است
خنک و سرد
چون نوشیدن آب از چشمه ای در ظهر تابستان
سینه ام رنگ باران دارد
می خواهد ببارد
تا آخرین قطره ابر
دوستت دارم نه مثل هر روز
بیشتر
خیلی
همچو آغوش باز یک کودک
به اندازه ستاره ها
کودکانه بپذیر این دوست داشتنم را...
امروز جور دیگری دوستت دارم
نمی دانم چه بگویم
از کجا بگویم
در سینه ام سوزی است
خنک و سرد
چون نوشیدن آب از چشمه ای در ظهر تابستان
سینه ام رنگ باران دارد
می خواهد ببارد
تا آخرین قطره ابر
دوستت دارم نه مثل هر روز
بیشتر
خیلی
همچو آغوش باز یک کودک
به اندازه ستاره ها
کودکانه بپذیر این دوست داشتنم را...
- ۱.۱k
- ۰۳ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط