{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه بودم قرار بود عموم بیاد خونمون نذری داشتیم،بابام گفت

بچه بودم قرار بود عموم بیاد خونمون نذری داشتیم،بابام گفت عموت که اومد میری جلوش اگه شیرینی اورد بگو خودت شیرینی چرا شیرینی آوردی،اگه گل آورد بگو خودت گلی چرا گل آوردی...

خلاصه عموی ما اومد
واسه نظری یه گوسفنـد آورد :|
بچه بودم میفهمـی بـچــــــه -_-
دیدگاه ها (۲)

رنگ مورد علاقه؟ خودم4:)

..

تا حالا با دقت به قیافه شتر نگاه کردین...؟!یه حسرت خاصی تو چ...

ﺯﻥ ﻫﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻧﻪ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺯﻧﯽ ﺩﺭ ﻭﺟﻮ...

رمان اسیر خان پارت چهارم ۴

رمان جیهوپ قسمت هفتم

برده عمارت جئون

برده عمارت جئون

؟؟:شما کی باشی؟؟دامیان: عوضی خودت کی هستی اومدی آنیا رو دزدی...

Do I love him, or do I hate him?P:⁸ویو کوک بعد از بوسه دیشب ...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p16 ات .  وقتی این حرف ر...

پارت هشتم

برادر ناتنی من Part 2ویو جنا از خواب بیدار شدم و رفتم دست و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط