Mycompanymodel
#My_company_model
پارت 5
ویو جونکوک
بله بازم این کله شق بینا خانم بود داشت می افتاد که دستمو دور کمرش حلقه کردم و گرفتمش.
ویو بینا
اون... اون.. پسر اقای جئون بود منو گرفته بود خیلی جذاب بود لعنتی با اون لباس ساتن ابیش که چندتا از دکمه هاشو باز گذاشته بود خیلی جذاب شده بود...وای من چی دارم میگم خاک تو سرم.
ویو جونکوک
خیلی دختر خوشگلی بود مخصوصا اون چشای ابیش... دل هر ادمی رو میبرد.
موهاش توی باد حرکت میکرد با اون لباسش خیلی ناز و کیوت شده بود.
چی میگی مرد با خودت... خودتو جمع کن.. اروم دستمو برداشتم.
ویو بینا
خودمو جمع و جور کردم.
اروم گفتم
+ممنون
_حواستو جمع کن (جدی)
+ببخشید حواسم نبود(اروم حالت بغضی)
_خیلی خوب حالا چرا بغض میکنی (سرد)
+خب.. الان چی کار کنم؟(کیوت)
ویو جونکوک
دلم خش رفت واسه حرف زدنش.
_امروز زیاد کار ندارم پس بیا کل شرکت رو نشون بدم و با همه اشنات کنم(جدی)
+باشه
باهام وارد شرکت شدیم.
خوبههه؟؟؟ میشه حمایتم کنید؟
💝🎀
لایک 5
پارت 5
ویو جونکوک
بله بازم این کله شق بینا خانم بود داشت می افتاد که دستمو دور کمرش حلقه کردم و گرفتمش.
ویو بینا
اون... اون.. پسر اقای جئون بود منو گرفته بود خیلی جذاب بود لعنتی با اون لباس ساتن ابیش که چندتا از دکمه هاشو باز گذاشته بود خیلی جذاب شده بود...وای من چی دارم میگم خاک تو سرم.
ویو جونکوک
خیلی دختر خوشگلی بود مخصوصا اون چشای ابیش... دل هر ادمی رو میبرد.
موهاش توی باد حرکت میکرد با اون لباسش خیلی ناز و کیوت شده بود.
چی میگی مرد با خودت... خودتو جمع کن.. اروم دستمو برداشتم.
ویو بینا
خودمو جمع و جور کردم.
اروم گفتم
+ممنون
_حواستو جمع کن (جدی)
+ببخشید حواسم نبود(اروم حالت بغضی)
_خیلی خوب حالا چرا بغض میکنی (سرد)
+خب.. الان چی کار کنم؟(کیوت)
ویو جونکوک
دلم خش رفت واسه حرف زدنش.
_امروز زیاد کار ندارم پس بیا کل شرکت رو نشون بدم و با همه اشنات کنم(جدی)
+باشه
باهام وارد شرکت شدیم.
خوبههه؟؟؟ میشه حمایتم کنید؟
💝🎀
لایک 5
- ۳۷
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط