{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Mycompanymodel

#My_company_model
پارت 12
∆بریم تو
ویو جونکوک
بدون اینکه بهش توجه کنم رفتم تو
∆هوش نباید چمدونمو بیارییییی
_دست که داری بیار
∆ایششش
رفتم توی اتاقم و لباسمو با یه لباس دیگه عوض کردم و رفتم توی اتاق هانول
_میخام برم شرکت آماده شو (سرد)
∆اوکی عشقم

بی اهمیت به حرفش رفتم پایین و یه قهوه درست کردم که یه فکری به ذهنم امد.
_هانول زود باش(عربده)
∆امدم بریم
رفتم سوار ماشین شدم و هانول هم نشست به سمت شرکت رفتم.
_برو توی سالن، میدونی که کجاست خودتو. برای بچه ها معرفی کن و بگو مدل جدیدی.
∆ویییی ددییی مرسیییی(ذوق)
میخاست بیاد ببوستم که هولش دادم رفتم توی اتاقم و زنگ بینا زدم
ویو بینا
توی گوشی میگشتم که اسم رئیس جونکوک روی گوشیم ظاهر شد.
+الو
_بینا زود بیا شرکت حرف مهمی باهات دارم(سرد و جدی)
+مگه.. نباید ساعت 1 بیام؟(اروم)
_چی گفتم من الان؟
+باشه میام
_ده دقیقه دیگه توی اتاقم باشی شیفم شد؟
+پسره الدنگ فک کرده کیه(اروم)
_شنیدم چی گفتی
+اه باشه میام خداف...
+چی الان گوشی رو روم قطع کرد؟ پسره بی ادب بشین تا بیام.
ویو جونکوک
ساعت 1بود و بینا هنوز نیومده بود.
_اوف دختره لجباز
کیلدمو برداشتم و رفتم سوار ماشین شدم و به سمت خونه بینا حرکت کردم
از شدت عصبانیت مسیر 15مینی رو ۵مینی تی کردم و جلو خونش پارک کردم.
+ساعت 12ونیم بود و رفتم دوش گرفتم و لباسمو پوشیدم یه ضد افتاب با یه تینت زدم و موهامو گوجه ای بستم که برم شرکت ولی گشنم بود یه رامیون درست کردم و خوردم ظرفارو شستم که ساعت1بود میدونم که سرم از تنم جداست. توی افکار خودم بودم که صدای زنگ در خورد.
با ترس و لرزه رفتم درو باز کنم.
ویو جونکوک
از ماشین پیاده شدم و زنگ خونشو زدم همین که درو باز کرد حولش دادم سمت دیوار و دستمامو دورش حصار کردم.
_چرا وقتی مثل ادم بهت گفتم بیا نیومدی کوچولو؟(اروم)
+چیزه... خوب... خوببب باهام بد حرف زدی(کیوت و ناز)
_لعنت بهت(اروم)
ویو بینا
خیلی ترسیده بودم بلایی سرم بیاره چون میگن هرکاری که بخواد میکنه
+ببخشید دیگه نمیبینی اماده شده بودم بیام شرکت ولی گشنم شده بود(کیوتتتت)
_هشدارمو بهت دادم کوچولو(اروم)
+ببشید(کیوت)
ویو جونکوک
دلم خش میرفت واسه حرف زدنش
و انگار تازه متوجه اون ل.بای پفکیش شده بودم.. چی میگم من؟
اروم سرمو نزدیک گردنش کردم و دم گوشش گفتم
_به یه شرط؟
ویو بینا
از کاراش میترسیدم یا حسین به دادم برسه.
بدنم مورمور شده بوددد
+عا چه شرطی(هول)
_بریم شرکت(سرد)
+این بود شرطتت باشه بریم(کیوت)
_نه نه نه اونجا بهت میگم(سرد)
+باشه ولی اینقدر سرد حرف نزن(کیوت)
_باش
سوار شدیم و رفتیم شرکت.


داریم به جاهای باریک میرسیمااااا😔😉

لایک۱٠
دیدگاه ها (۵)

#My_company_model پارت 11ویو بینا با صدای زنگ گوشیم از خواب ...

#My_company_model پارت10ویو بینا ساعت 5ونیم بود رفتم یه دوش...

#My_company_modelپارت4ویو جونکوک امروز قرار بود به بینا همون...

#My_company_model پارت 9ویو جونکوک امروز قرار بود که بریم جش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط