{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#My_company_model

#My_company_model
پارت 3
ویو بینا
پشت سرش مثل یه اردک راه میرفتم که وایسا و خوردم بهش چرخید ستم بهش گفتم
+هوشش چته کوری؟
_زبونتم که درازه خودم کوتاهش میکنم(نیشخند)
_برو داخل(سرد و عصبانی تور)
+با.. باشه
وقتی وارد شدیم بوی سیگار خورد به مشامم حالمو بد میکنه
ویو جونکوک
دختره خیلی ریزه پیزه ی بود
مثل اینکه از من میترسه
نشستم روی صندلی و با نگام بهش فهموندم بشینه روی صندلی.
_خب بگو ببینم چه کاری میخای؟(سرد)
+چیزه من... میخام مدل شم(لبخند ضایع)
_(پوزخند) که میخای مدل شی؟
+ار... اره
(نگاهی به سرتا تا پاش میندازه)
_خیلی خوب این فرم رو پر کن بعدش خبرت میکنم(سرد و جدی)
+باشه
ویو بینا
فرم رو ازش گرفتم و پر کردم و بعدش خدا حافظی کردم و به سمت خونه رفتم.

خوبههه؟؟؟
لایک 5
دیدگاه ها (۴)

#My_company_modelپارت4ویو جونکوک امروز قرار بود به بینا همون...

#My_company_model پارت 5ویو جونکوک بله بازم این کله شق بینا ...

#My_company_modelپارت2ویو بیناسرمو آوردم بالا که با یه پسر ج...

#My_company_modelپارت 1ویو بینا: امروز قرار بود برم پیگیر کا...

#My_company_model پارت 9ویو جونکوک امروز قرار بود که بریم جش...

#My_company_model پارت ۸_بینا دنبالم بیا کارت دارم(سرد جدی خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط