{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خالی ام از تو جهانم سخت زاری می کند

خالی ام از تو جهانم سخت زاری می کند
بی تو دل از زندگی هم برکناری می کند
مست عطرِ آن نفسها و صدای خنده ات
روی سنگ سردِ یادت غصه داری  می کند
رفتی آرامم شبیه رفتن جان از بدن
دل در این سینه برایت بی قراری می کند
در گلویم بغضها راه نفس را بسته است
حجم اندوهت به جانم غمگساری می کند
کوچه ها یاد تو را در من تداعی می کند
چشمهایم تا ابد چشم انتظاری می کند.
دیدگاه ها (۲۰)

با سرانگشت ڪشيدم به دلش عڪس تو راعڪس زيباے تو را سير تماشا ڪ...

باز هم نیمه شب و شرح پریشانی من باز هم حسرت یک بوسه به پیشان...

عصر که می شود دلم هوایت را می کندهوای تو وخنده هایتعصر که می...

دلم شکسته شد و ابلهانه میخندمنظر به روی همه بی بهانه میبندمک...

زندگی را طعم لب های تو گیرا می کندعطر یاد تو دلم را غرق رویا...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

نومیدی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط