{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

 

 

الهی

نظر خود بر ما مدام کن

 و به وقت رفتن بر جان ما سلام کن 

الهی

می دانی که ناتوانم پس از بلا برهانم

 الهی

نا دیده و ناجسته حاصل ! ای جان و دل را زندگانی و منزل

از پیش خطر و از پس نیست راهی

 بپذیر که جزدوستی توام نیست پناهی

 الهی

اکنون چون بر من است تاوان

 آفتاب صدق و صفت بر من تابان

 که بشر از شرک جستن نتوان

 و به نجاست نجاست شستن نتوان

الهی

 تو غیب بودی و من عیب بودم

تو از غیب جدا شدی من از عیب جدا شدم

 الهی

میپنداشتم که ترا شناختم

 اکنون آن پنداشت و شناخت را در آب انداختم

الهی

در ملکوت تو کمتر از مویم

این بیهده تا کی گویم

 الهی

نه نیستم نه هستم نه بریدم و نه پیوستم . نه به خود میان بستم

 لطیفه ای بودم از آن مستم. اکنون زیر سنگ است دستم

الهی

همه شادی ها بی یاد تو غرور است و همه غم ها با یاد تو سرور است

الهی

 بنیاد توحید ما را خراب مکن و باغ امید ما را بی آب مکن

 خدایا آن چنان تار و پود وجود ما را به عشق خود عجین کن

که در وجودت محو شویم.
دیدگاه ها (۹۰)

🌹 اللهم صلی علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم 🌹

🍃 چہ شود فرصٺ دیدار بہ ما هم بدهندفیض هم صحبٺے یار بہ ما هم ...

:⚜ 💫 ✨ 💫 ✨ ✨ 💫 گفتند که تک سوارمان در راه است💫 از اول صبح چش...

اگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که قدمی برداردتو از...

دلم میخواد با اون شیطان برقصم بر روی شیشه های شکسته اگر پاها...

ما به فردی سوار بر یک قطاری از جنس زندگانی بر روی ریل اهنی د...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط