{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خِس خِس سینه ات انداخت زپا بابا را

خِس خِس سینه ات انداخت زپا بابا را
به زمین هِی نکش آنقدر عزیزم پا را

پیرمردم!همۀ دلخوشی من برخیز
برنمیخیزی اگر باز کن این لبها را

https://telegram.me/amirlmomnin
دیدگاه ها (۲)

شروع ات دختر ریندو بود مامانش تو یک سالگی از دست داد به علت ...

وقتی یهو.... | p.2 (حدود ظهر بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی به...

تک پارتی✨عصر جمعه بود و هوا حسابی خوب و دلپذیر بود.ات دست دخ...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part⁸﴿ویو ات﴾دستم را محکم به نرده گرفتم و دو...

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۱✦ات ویوتمام مسیر برگشت از کمپانی فقط به حرف‌های ریچار...

پارت ۷ کامنت نمیذارید حواسم هستا

به زیباییه مشکی

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

شب تولدم پارت 14#: خب من به ات گفتم خجالت نمیکشی با این لباس...

marry without love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط