{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نترس

نترس
به زبان بیاور
بنویس که دلت برایم تنگ شده
این همه سال
این همه ماه
این همه روز
من نوشتم و بی پاسخ ماند
قول میدهم،همین که به زبان بیاوری
قبلِ از تمام شدنِ جمله ات،
پایینِ پنجره ی اتاقت ایستاده ام
باور کن تنهاییِ جمعه ها،
عجیب سخت میگذرد!
دیدگاه ها (۱)

گفت حرف بزن اروم میشی !نمیدونست،اون نمیدونستادما از یه جایی ...

تیــکتیــکتیــکمیـشـنوی؟داره یاد آوری میـکنه نبـودنتـو

من زندگیت بودم کجا میری زندگی؟؟؟؟دیگ عشق تو رو دارم میکنم از...

هر کی میگفتم که از وقتی رفت روانیمبهم میگفت با کسه دیگست بای...

در جنگل... صبح...ات با حال خوبی از خواب بیدار شد.لباسش را عو...

پرسه در جنگل... صبح...نور آفتاب از لابه‌لای پرده‌ها داخل اتا...

پرسه در جنگل...همان شب...بعد از شام...ات از پشت میز بلند شد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط