بزرگتر ک شدم

بزرگتر ک شدم...
داستانی خواهم نوشت...

که کلاغ هایش...
قصه ببافند...
و عاشق هارو به یکدیگر برسانند...😞 😞
دیدگاه ها (۱)

دریا اولین عشق مرا بردی دنیا دم به دم مرا تو آزردیدریا سرنوش...

تو دیگه برنمیگردیانقده فاصله دورهتو دیگه برنمیگردیاین آخرِ ر...

🏃 |• وَقتیـ یِکیـ اَز زِندِگیتـ میرِهـ بیرونـ ...🔇 |• نَهـ ش...

یه جوری تشنم کرد که میشد دریا رو مث یه لیوان آب سر کشید

نمیدانم روزگار چه بر وقف مرادش است ، شاید عاشق داستان های غم...

پارت ۶۷رفتیم بیرون لوکاس اونور خیابون وایساده بود اونیکس:فقط...

.۶۶لنا **وایی الان پنج دقیقس اونا رفتن ولی من هنو تو شوکم دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط