لنا
.۶۶
لنا **
وایی الان پنج دقیقس اونا رفتن ولی من هنو تو شوکم
داشتم تو گوشی میگشتم ک باز درو زدن
صددرصد خودشونننن
هوفف موندم برم باز کنم یا ن
چیکار کنمممممم
اگه نرم فک میکنن از قصد نرفتم
واگه برمممم
هوففف
میرم تو میتونی لنا هعییی
درو باز کردم سرم پایین بود جرعت نداشتم ببینم کیه
سرمو بلند کردم
جاس!؟ تو هوففف بابا ریدم ب خودم
جاس:منم فهمیدم اومدن سراغ تو اومدم ببینم خوبی
آره ولی خداییش لو نرفتم زیادیه
الانم باز فک کردم اونا اومدن
جاس:عا ببخشید ترسوندمت
ن اشکالی نداره حداقلش اونا نیستن خیلیه
جاس:امم باشه پس من میرم
باشه شب خوش ممنون ک سر زدی
جاس:ن بابا وظیفه بود شبت خوش خدافظ
خدافظ
ماری**
دستشو آورد ب سمتم و ی جورایی بین دستاش موندم
گردنشو آورد پایین و خودشو یکم برد عقب
صورتش درست جلو چشمام بود و نفس ب صورتم میخورد
اونیکس:میخوای منظورمو بدونی یا میدونی و انکارش میکنی ؟ درست جواب بدی جایزه داری
اونیکس بیخیال باشه
اونیکس:بیخیال چی؟
هوفف اونیکس!
اونیکس:ماری تو منو دوس نداری؟؟کنار من اذییت میشی؟؟؟
ن ن منظورم این نبود
اونیکس:پس ثابت کن
چجوری؟
اونیکس:بوسم کن
با چشم های پر از سوال نگاش کردم }
باشه،
و از گونش بوس کردم
اونیکس:مرسی ولی من اونو نمیگفتم حالا ک تو نمیتونی من خودم انجام میدم
لبشو گذاشت رو لبام و شروع کرد ب خوردن لبام
دستشو گذاشت پشت کمرم و بیشتر نزدیک خودش کرد
و ادامه داد
ب سمت گردنم رف و اونجارو هم بوس کرد
پیرهنشو باز کرد و آستین لباس منم پایین داد و............................................
رفتیم زیر دوش
هی ادامه میداد و منم همراهیش میکردم
{{ب دلیل اینکه گزارش میکنن قسمت هایی ازش حذف کردم}}
بعد از ۲ ساعت**
موهامو خشک کردم و لباسمو پوشیدم
رفتم تو سالن اونیکس منتظر من بود تا فیلمو شروع کنیم
اونیکس:اومدی پرنسسم
هوم
اونیکس:درد داری؟
یکم
اونیکس:بیا اینجا
پتو رو زد کنار رفتم پیشش رو مبل دراز کشیدم
اونیکس:یکم ماساژت میدم باشه حین ماساژ فیلم میبینیم
با سر تایید کردم و شروع کردیم فیلم دیدن
بعد از نیم ساعت **
هنو نصف فیلم رفته ولی من یکم خوابم میاد امیدوارم بتونم تمومش کنم فیلمو
گوشیم زنگ خورد دلم هزار جا رفت جراعت نداشتم ببینم کیه
اونیکس:ببین کیه شاید لناست
ن با لنا تازه حرف زدم
اونیکس:بده من
ن بذار اول ببینم کیه
لوکاس!وایی ن
اونیکس:اون لاشیی بده من
ن ولش قطع شد
اونیکس!
اونیکس:جانم ؟
پیم داده
اونیکس:چی گفته ؟
میگه دم درم بیا بیرون باهم حرف بزنیم بعدش میرم
چیکار کنم؟
اونیکس:اییی حرومی
الان میرم بیرون حسابشو میرسم ماری پاتو از در بذاری بیرون من میدونم و تو فهمیدی؟
ن ن جون من نرو اونیکس! بیا بیا داره زنگ میزنه جوابشو بده ولی دعوا نکن میترسم
اونیکس:الو حرومزاده تو با چ
لوکاس:وایسا تند نرو بیا مردونه حرف بزنیم من حرف میزنم تو گوش بده بعدش هرچی خواستی بگو
اونیکس:میشنوم زرتو بزن
لوکاس:کسی نمیدونه من اینجام باشه؟بذا ر ماری بیاد بیرون خودتم بیا اصلا از دور مواظبش باش میخوام حرف آخرمو بهش بزنم قول مردونه بهت میدم بعد اینکه حرفمو زدم میرم از سگ کمترم بزنم زیر حرفم
اونیکس گوشی رو قطع کرد
اونیکس نمیخوای بگی چی گف؟
اونیکس:میریم بیرون ۵ دقیقه ن بیشتر باهاش حرف میزنی با فاصله بعدش ی سر میای پیش من فهمیدی؟
هوم
داشتم میرفتم ک
اونیکس:کجا ؟نکنه میخوای اونجوری بری؟
مگه چشه؟
اونیکس:لباست
خب تو مهمونی هم اینو پوشیده بودم
اونیکس:سرما میخوری الان از حموم اومدی بیا بریم اتاق ی سویشرت دارم اندازته اونو از رو لباست بپوش
باشه
رفتیم اتاق اون سویشرتو داد داشتم میپوشیدم ک دیدم
اونیکس داره ی خنجر جیبی ورمیراره از تو کشو
اونیکس! بهتره من نرم اصلا نمیرم بیخیال
اونیکس:برا این میگی؟نترس کاریش ندارم خودت ک منو میشناسی
با شناختی ک ازت دارم ممکنه اونو اونجا حداقلش تا کما ببریش
اونیکس:ماری تو منو دوس داری؟
سوالیه ک میپرسی واقعا؟
اونیکس:من ب تو کاملا و بیشتر از خودم اعتماد دارم خب؟ولی ب اون ن
قول بده کاریش نداشته باشی؟
اونیکس:چرا نگرانشی؟
اونیکس اون هرچی باشه پسر دایی منه باشه؟
اونیکس:باشه فقط پسر دایی تو در نظر میگیرمش قول میدم اگه گوه اضاف نخوره کاریش ندارم
مرسی بیا بریم
لنا **
وایی الان پنج دقیقس اونا رفتن ولی من هنو تو شوکم
داشتم تو گوشی میگشتم ک باز درو زدن
صددرصد خودشونننن
هوفف موندم برم باز کنم یا ن
چیکار کنمممممم
اگه نرم فک میکنن از قصد نرفتم
واگه برمممم
هوففف
میرم تو میتونی لنا هعییی
درو باز کردم سرم پایین بود جرعت نداشتم ببینم کیه
سرمو بلند کردم
جاس!؟ تو هوففف بابا ریدم ب خودم
جاس:منم فهمیدم اومدن سراغ تو اومدم ببینم خوبی
آره ولی خداییش لو نرفتم زیادیه
الانم باز فک کردم اونا اومدن
جاس:عا ببخشید ترسوندمت
ن اشکالی نداره حداقلش اونا نیستن خیلیه
جاس:امم باشه پس من میرم
باشه شب خوش ممنون ک سر زدی
جاس:ن بابا وظیفه بود شبت خوش خدافظ
خدافظ
ماری**
دستشو آورد ب سمتم و ی جورایی بین دستاش موندم
گردنشو آورد پایین و خودشو یکم برد عقب
صورتش درست جلو چشمام بود و نفس ب صورتم میخورد
اونیکس:میخوای منظورمو بدونی یا میدونی و انکارش میکنی ؟ درست جواب بدی جایزه داری
اونیکس بیخیال باشه
اونیکس:بیخیال چی؟
هوفف اونیکس!
اونیکس:ماری تو منو دوس نداری؟؟کنار من اذییت میشی؟؟؟
ن ن منظورم این نبود
اونیکس:پس ثابت کن
چجوری؟
اونیکس:بوسم کن
با چشم های پر از سوال نگاش کردم }
باشه،
و از گونش بوس کردم
اونیکس:مرسی ولی من اونو نمیگفتم حالا ک تو نمیتونی من خودم انجام میدم
لبشو گذاشت رو لبام و شروع کرد ب خوردن لبام
دستشو گذاشت پشت کمرم و بیشتر نزدیک خودش کرد
و ادامه داد
ب سمت گردنم رف و اونجارو هم بوس کرد
پیرهنشو باز کرد و آستین لباس منم پایین داد و............................................
رفتیم زیر دوش
هی ادامه میداد و منم همراهیش میکردم
{{ب دلیل اینکه گزارش میکنن قسمت هایی ازش حذف کردم}}
بعد از ۲ ساعت**
موهامو خشک کردم و لباسمو پوشیدم
رفتم تو سالن اونیکس منتظر من بود تا فیلمو شروع کنیم
اونیکس:اومدی پرنسسم
هوم
اونیکس:درد داری؟
یکم
اونیکس:بیا اینجا
پتو رو زد کنار رفتم پیشش رو مبل دراز کشیدم
اونیکس:یکم ماساژت میدم باشه حین ماساژ فیلم میبینیم
با سر تایید کردم و شروع کردیم فیلم دیدن
بعد از نیم ساعت **
هنو نصف فیلم رفته ولی من یکم خوابم میاد امیدوارم بتونم تمومش کنم فیلمو
گوشیم زنگ خورد دلم هزار جا رفت جراعت نداشتم ببینم کیه
اونیکس:ببین کیه شاید لناست
ن با لنا تازه حرف زدم
اونیکس:بده من
ن بذار اول ببینم کیه
لوکاس!وایی ن
اونیکس:اون لاشیی بده من
ن ولش قطع شد
اونیکس!
اونیکس:جانم ؟
پیم داده
اونیکس:چی گفته ؟
میگه دم درم بیا بیرون باهم حرف بزنیم بعدش میرم
چیکار کنم؟
اونیکس:اییی حرومی
الان میرم بیرون حسابشو میرسم ماری پاتو از در بذاری بیرون من میدونم و تو فهمیدی؟
ن ن جون من نرو اونیکس! بیا بیا داره زنگ میزنه جوابشو بده ولی دعوا نکن میترسم
اونیکس:الو حرومزاده تو با چ
لوکاس:وایسا تند نرو بیا مردونه حرف بزنیم من حرف میزنم تو گوش بده بعدش هرچی خواستی بگو
اونیکس:میشنوم زرتو بزن
لوکاس:کسی نمیدونه من اینجام باشه؟بذا ر ماری بیاد بیرون خودتم بیا اصلا از دور مواظبش باش میخوام حرف آخرمو بهش بزنم قول مردونه بهت میدم بعد اینکه حرفمو زدم میرم از سگ کمترم بزنم زیر حرفم
اونیکس گوشی رو قطع کرد
اونیکس نمیخوای بگی چی گف؟
اونیکس:میریم بیرون ۵ دقیقه ن بیشتر باهاش حرف میزنی با فاصله بعدش ی سر میای پیش من فهمیدی؟
هوم
داشتم میرفتم ک
اونیکس:کجا ؟نکنه میخوای اونجوری بری؟
مگه چشه؟
اونیکس:لباست
خب تو مهمونی هم اینو پوشیده بودم
اونیکس:سرما میخوری الان از حموم اومدی بیا بریم اتاق ی سویشرت دارم اندازته اونو از رو لباست بپوش
باشه
رفتیم اتاق اون سویشرتو داد داشتم میپوشیدم ک دیدم
اونیکس داره ی خنجر جیبی ورمیراره از تو کشو
اونیکس! بهتره من نرم اصلا نمیرم بیخیال
اونیکس:برا این میگی؟نترس کاریش ندارم خودت ک منو میشناسی
با شناختی ک ازت دارم ممکنه اونو اونجا حداقلش تا کما ببریش
اونیکس:ماری تو منو دوس داری؟
سوالیه ک میپرسی واقعا؟
اونیکس:من ب تو کاملا و بیشتر از خودم اعتماد دارم خب؟ولی ب اون ن
قول بده کاریش نداشته باشی؟
اونیکس:چرا نگرانشی؟
اونیکس اون هرچی باشه پسر دایی منه باشه؟
اونیکس:باشه فقط پسر دایی تو در نظر میگیرمش قول میدم اگه گوه اضاف نخوره کاریش ندارم
مرسی بیا بریم
- ۷.۳k
- ۱۶ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط