{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میزنم تار که تا داغ دلم گم بشود.

میزنم تار که تا داغ دلم گم بشود.
میزنم ناله که تا غصه ی دل کم بشود.

شب سحر گشت و دل خسته نخوابید کمی.
انقدر گریه کنم تا کمرم خم نشود.

شورشی در دل سنگم شده است بی پایان.
خون بریزم که به دل خون گهر جم نشود.
دیدگاه ها (۱)

چه عاشقانه است این روز های ابری…چه عاشقانه است قدم زدن زیر ب...

ﮔﯿﺮﻡ ﺍﺯ ﺗﻪ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﯼ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺷﻌﺮﯼ ﺳﺎﺧﺘﻢ ....ﺳﻮﺩ ﺷﻌﺮﻡ ﭼﯿﺴﺖ ﻭﻗﺘﯽ ...

ای دلم زهر جدایی را بخورچوب عمری بی وفایی را بخورای دلم دیدی...

- ایســــتاده امـــــبگــــذار ســـــرنوشـــت راهـــــش را ب...

پارت ۷۸ |«خوابی پنهان خسته نباشی؟...»آن روز...از صبح، شرکت غ...

dark life =22

داستان زندگی منپارت:22_لونارو آروم سمت خودم کشیدم و شروع کرد...

ابلیس

بس که دل بی ماه رویت در دلِ شب ها گریست آسمان دیده ام زین غص...

من عاشق و اين عشق خريدار ندارداين قلب شكسته به خدا يار ندارد...

زندگیم.. همیشه سایه ات بالا سرم باشه.. عمرم..مایه غرورم.. جو...

باد موهای ِ تو را باز بهم میریزدمست میرقصد و با ناز بهم میری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط