{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان افتاب شرقی

رمان افتاب شرقی
#پارت 7
نویسنده:لیدا
《فاطیما》
صبح با صدای کر جیغ کننده‌ی دنای عبضی بیدار شدم اما چشمام هنوز بسته بود
دنا_فاطی بلند شو دیه آشغال وقتی من بیدارم توی کثافت واسه چی خابی انترخانوم دِ گمشو بلند شو فاطی شوخی ندارم نیای با پارچ یخ میام فاطی میام قلقلکت میدما هــــــــــوی فاطی گور به گور شده بلند شو گورتو بکن ای گورکن
《دنـــــا》
نچ فایده نداره داشتم زیر لبی با خودم غر میزدم که چشمم به پارچ آب افتاد رفتم تو آشپز خونه یخ ریختم تو کاسه و رفتم تو اتاق فاطی خره کلی‌ام تو راه خوردمشون رسیدم پیش رفیق شفیق کنارش نشستم
_فاطیما جان فاطیما عزیزم
فاطی با صدای خواب‌آلود یه هــــــــــومِ کشیده گفت
یهو چار پنج تا یخ انداختم تو بلوزش فاطیما به شکم خابید بالشو کوبی تو سرش که یهو سیخ شد فهمیدم یخا اثر کرد
فاطی_دنــــــــــای عبضی بگیرمت خونت حلاله آخشال عبضی همینطور دنبالم میداد و من فرار میکردم که این فاطیما یه جیغ کشید گوشم کر شد
\\   2 هفته‌بعد    \\
《فاطیما》
سوار بنز مشکیه من شدیم و حرکت کردیم خب توضیحش میشه اینکه ما داریم میریم مسافرت البته نه تنهایی با بچه‌ها فامیل
۴من فاطی ایشان دنا اوشان مرسی و اوشانان تبی تازه مم تازگیا فهمیدم ویهان از فامیلای دور دنا اینا میشه دنا سرمونو خورد بس که گفت نمیام نمیام چرا چون جناب ویهان میان ولی مگه دست خودشه به زور بردیمش انقد باهاش کل انداختیم،تا خانوم افتخار دادن بلاخره با ما همسفر شن
خب کیا میان؟؟؟؟
بزارین بگم
ماکان و نریمان
آترینا و آدرینا(دخترخاله‌های دنا
پاکان و نامزدش گیسیا (که چند روزه از خارج اومدن داداش مرسناس)
مژده‌ و مژگان (دختر عموهام)
ترنم (آجیه تبسم)
سایه (دختر‌داییه تبسم)
سوگل(دختر خاله‌م)
صحرا (دختر داییه نریمان)
ویهان و 2     3   نفر دیه که دوستای افراد بالا میباشن
تبسم صدای آهنگو تا تونست زیاد کرد آهنگ تموم شد چند ثانیه سکوت بعد یهو
اعصابم داغونه....
اعصاب من نه‌آ اعصاب ساسی اهنگ وای چقد من مستم من از ساسی قر دادیم تا رسیدیم انقد خوشگذشت
《نریمان》
دلم شور میزد شور آجیم فاطیما تک دختر خانوادش من پسرعمه‌ش بودم و اونو سپرده بودن دست من .......
ادامه دارد......
با ما همراه باشید
دیدگاه ها (۶)

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

سم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "26" • • • • • • • • • "ه...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت:13ویو کوکهمین ک...

ابلیس

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

پارت: 8 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی پیاز داغ سوخته و مایع ظرفش...

Part 12

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۴۷_بیا حداقل به خودت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط