{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد من را ستاره می فهمد

درد من را ستاره می فهمد
آسمان در غروب من رام است
چشم هایت درون هر غزلم
غرق آرایه های ایهام است
غم خود را به کس نخواهم داد
عاشق شعرهای غمگینم
در سکوت خودم بغیر از غم
چیز دیگر چرا نمی بینم
سایه ای در سکوت سحر آسا
شمه ای از شمیم عطر شبم
می چکم مثل نم نم باران
بوسه می پرورد حریم لبم
هرچه از عشق بگذرد در من
یک تصور اسیر احساس است
باغ سرسبز سروها گاهی
مستحق نفیر احساس است
چشم بر در نشسته ام در خویش
قلب من بی قرار یک دریاست
غم که می آید از در و دیوار
در دل من قیامتی برپاست
آه ای روزهای بی رمقم
بگذرید از زنی که بی تاب است
سالها آرزوی او در شعر
سو سوی چشم های مهتاب است
کاش باران شبی بیاید باز
روی احساس من عبور کند
تو بیایی و واژه ها در من
قطره قطره شبی ظهور کند
دیدگاه ها (۱)

برای همهدلیل می آورم ...برای " تُؤ " "جانم عزیزم " !! ... : ...

بلغارستان حریف جوانان والیبال ایران نشد. به گزارش ایسنا، از ...

یه دل میگه برم برم یه دلم میگه نرم نرم طاقت نداره دلم دلم بی...

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

.قمار آخرقسمت اول :قمار باران شدیدی می باریدلارا پشت پنجره ا...

باران از عصر شروع شده بود.چویا کنار پنجره ایستاده بود و به خ...

معاملهp1باران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌ها روی شیشه‌های ب...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت اول: تلاقی نور و ص...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهارم 𓆪 🖤🥀...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)»🎼 پارت پنجم: رقصِ سایه‌ه...

وارث سایه‌ها — پارت ۱۱صدای باران روی شیشه‌های بلند عمارت می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط