{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستم بی حسه انگار یخ کردم

دستم بی حسه انگار یخ کردم
انگار مشکوکم که بر نمی گردم
این حس تنهایی تلخ و نفسگیره
انگار این هجرت اجبار تقدیره
انگار تو خونم عکس تو معلومه
چشما از این تصویر افسوس معلومه
رویای روزای ابری و بارونی
تو حال دستام و شاید نمی.دونی
دستم بی حسه اینجا زمستونه
اینجا به جز سرما چیزی نمی مونه
ای کاش بودی تو می ترسم این لحظه
آخه نگاه تو آرامش محظه
دیدگاه ها (۴)

سلام به همگی...***قابل توجه علاقه مندان به سینمای هندوستان**...

★ داداشی جونم ★♣ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﭙﺮﺱ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﻣﻦ ...

عـــزیــزم قـیـافـه گــرفـتـــن ....!! !!  قــیــافـــه مـــ...

مُـــــردم ★ وَقتـــے دوســتم عــڪســتو نــشــونم دا...

Chapter 10"*frozen*تهیونگ منو اونجا تنها گذاشت و بر خلاف میل...

✈️ چند روز بیشترپارت ۹ وقتی به مقصد رسیدن، لیا چند لحظه فقط ...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.1  (روایت از زبان ا.ت)---امش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط