{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از غمم با گل پژمرده‌ی گلدان گفتم

از غمم با گل پژمرده‌ی گلدان گفتم
تلخ با قهوه ی یخ‌کرده‌ی فنجان گفتم
گفتم آن‌قدر دلم تنگ هوایش شده است
همه را نم‌نم، با نم‌نم باران گفتم
حرف‌هایی که نمی‌شد به کسی گفت، ولی
من به گنجشک نشسته لب ایوان گفتم
راهی کوچه شدم، دل به خیابان دادم
از خزان راز بزرگی به درختان گفتم
دست در جیب فرو بردم و سر در یقه‌ام
از خودم هرچه شنیدم به خودم، آن گفتم
در خودم غرق شدم، در سرم افتاد جنون
از تو حتی به پلیس سر میدان گفتم!
ناگهان چشم تو را، روبروی خود دیدم
هول شدم، حاشیه رفتم، سخن از نان گفتم
پابه‌پا کردم و تو مثل همیشه رفتی
به خودم لعنت از این بخت گریزان گفتم
وقت کم بود...نشد حرف دلم را بزنم
"دوستت دارم" خود را به خیابان گفتم...
دیدگاه ها (۹۳)

I'm not jealous part 62+سلام بر عشق روز های تنهایی‌..جانم؟^ع...

پس میون اون شب‌های سخت‌ات دل‌تنگ من هم شدئ؟ دل‌تنگ خودِ قدیم...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

پارت ۴ساعت ۷ و ۵۶ دقیقه ی صبح فردا_جونگکوک:از دیشب بود که نخ...

برده عمارت جئون

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

⁨گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛خودش رالابه‌لای دوست‌داشتنی ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ودوم: ماه و زخم‌ها---او رفت. در را کو...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆       ۲۰ پارتچند دقیقه گذشت.....

شاهزاده دوست داشتنی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط