{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"سرنوشت "

"سرنوشت "
p,۵۶
.
.
.
.
جیمین : الانن
.
جولیا خوراکیا رو اماده کرد و برد گذاشت سر میز ...
.
.
وقتی فیلمشون تموم شد ا/ت زود پاهاشو از روی پاهای کوک برداشت که بقیه متوجه نشن...
.
ساعت ۶ بود ..
.
ا/ت : وای ۶ شد کهههه من برم حموممم واییی
.
بدو بدو از پله ها بالا رفت و جونگ کوک هم به دنبالش رفت ...
.
با باز شدن در اتاق ا/ت رد دید که لباسشو ردی تخت گذاشته و داره اماده میکنه ..
.
کوک : پرنسس هنوز دیرم نشده ها ... میتونی یکم وقت بزاری تا اون شیطونی پایین رو توضبح بدی ...( لبخند )
.
ا/ت : خوشت نیومد ( تعجب کیوت ) الان اون یکم وقت رو برات میزارم ..
.
بعد از این حرف ا/ت به سمت کوک رفت و نشوندش روی صندلی کتار میز کار جونگ کوک ....روی ماهاش نشست و بلا فاصله لباشو روی لبای گرم پسرک قرار داد ...
.
جونگ کوک هم همراهیش کرد و از این حس که بینشون بود لذت میبرد ...
.
پس از چند دیقه از هم جداشدن ...
.
ا/ت : توضیح خوبی بود ؟؟
.
کوک : شیطونیت داره خطر ناک میشهه هاا ( خنده )
.
ا/ت : (خنده )
.
بعد از اون ا/ت از روی جونگ کوک بلند شد و به سمت حمون رفت ...بعد از این که دوش گرفت لباسشو پوشید و سشوارو توی دستش گرفت ...
.

جونگ کوک از روی تخت بلند شد و به سمت رفت ...سشوارو از دستش گرفت و شروع به خشک کردن موهاش کرد ...
.

بعد از خشک شدن مو های ا/ت....
.
.
جیلیلیلی

.
دیدگاه ها (۱۰)

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟙𝟘: حقیقتصدای قدم‌های رزی در راهروی تاریک ن...

Afterglow

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط