سرنوشت
" سرنوشت "
p,55
.
.
.
بعد از نهارمون جیمین پیشنهاد داد که فیلم ببینیم ....
.
رفیتم و همگی ردی مبل نشستیم و ی فیلم درام کمدی گذاشتیم ..
.
..
بعد از چند دیقه گوشی نامجون زنگ خورد و گفت که باید بره ...
.
.
تقریبا وسطای فیلم بود کخم فعال شد ...ارم پاهامو از لای دست جونگ کوک رد کردم و گذاشتم روی پاهاش و چون چراغا خاموش بود بچه ها متوجه نشدن و غرق فیلم بودن ....
.
.
جونگ کوک که از این حرکت ناگهانیم متعجب شده بود چند دیقه نگاهم کرد و بعد بادستاش شروع کرد به نوازش ساق پام ..( برادر سن نمیشناسه )
.
.
۳۰ مین بعد ...
.
.
جولیا : هعییی گشنمهه من برم ی چیزی بیارم بخوریممم
.
جیمین : منم میام ...
.
ته : فقط مواظب باشین به جای خوراکی همو نخورین ..( خنده )
.
جیمین :هار هار هار ( پوکر )
.
جولیا و جینین به سمت لشپز خونه رفتن که جیمین از اون طرف اشپز خونه ا/ت و جونگ کوک رو دید که نور تلویزیون باعث میشد پوزیشنشون مشخص بشه .... ( ادمینو حال میکنین )
.
جیمین : جولیا جولیا بیااا( اروم )
.
جولیا : ها چی شد_ ....وات ؟؟
.
جیمین : چرا اینجورین اینااا
.
جولیا : باهمن ؟؟
.
جیمین : امکان نداره ....جونگ کوک چرا باید عاشق دخترِ ددست صمیمی باباش بشه اخه که اونم ازش ۹ سال کوچیک تره و هنوز پریودم نمیشه ؟ ( حیحی افشاگری)
.
جولیا : پریود که میشه ...
.
جیمین : جی ؟
.
جولیا : دیروز فهمیدم ... انگار اولین بارش بوده ....پشت در اتاقش بودم که فهمیدم ...
.
جیمین : وای جدی ؟
.
جولیا : اره ... و این که ی سوال دارم ...اگه باهم نیستن پس چرا روی ی تخت باهم میخوابن ؟؟
.
جیمین : چون ۱ دشمنای جونگ کوک میدونن که تنها نقطه ضعفه این غول پرنسسشه پس میخاد ازش مواظبت کنه و ۲ چون ا/ت تنها کسیه که میتونه به اون ارامش بده ...
.
صحبتشون با صدای جونگ کوک بلند شد ..
.
کوک :نمیخاین بیاینن؟؟
.
جیمین : الانن
.
.
.
ادمینتون زنده شدددد
p,55
.
.
.
بعد از نهارمون جیمین پیشنهاد داد که فیلم ببینیم ....
.
رفیتم و همگی ردی مبل نشستیم و ی فیلم درام کمدی گذاشتیم ..
.
..
بعد از چند دیقه گوشی نامجون زنگ خورد و گفت که باید بره ...
.
.
تقریبا وسطای فیلم بود کخم فعال شد ...ارم پاهامو از لای دست جونگ کوک رد کردم و گذاشتم روی پاهاش و چون چراغا خاموش بود بچه ها متوجه نشدن و غرق فیلم بودن ....
.
.
جونگ کوک که از این حرکت ناگهانیم متعجب شده بود چند دیقه نگاهم کرد و بعد بادستاش شروع کرد به نوازش ساق پام ..( برادر سن نمیشناسه )
.
.
۳۰ مین بعد ...
.
.
جولیا : هعییی گشنمهه من برم ی چیزی بیارم بخوریممم
.
جیمین : منم میام ...
.
ته : فقط مواظب باشین به جای خوراکی همو نخورین ..( خنده )
.
جیمین :هار هار هار ( پوکر )
.
جولیا و جینین به سمت لشپز خونه رفتن که جیمین از اون طرف اشپز خونه ا/ت و جونگ کوک رو دید که نور تلویزیون باعث میشد پوزیشنشون مشخص بشه .... ( ادمینو حال میکنین )
.
جیمین : جولیا جولیا بیااا( اروم )
.
جولیا : ها چی شد_ ....وات ؟؟
.
جیمین : چرا اینجورین اینااا
.
جولیا : باهمن ؟؟
.
جیمین : امکان نداره ....جونگ کوک چرا باید عاشق دخترِ ددست صمیمی باباش بشه اخه که اونم ازش ۹ سال کوچیک تره و هنوز پریودم نمیشه ؟ ( حیحی افشاگری)
.
جولیا : پریود که میشه ...
.
جیمین : جی ؟
.
جولیا : دیروز فهمیدم ... انگار اولین بارش بوده ....پشت در اتاقش بودم که فهمیدم ...
.
جیمین : وای جدی ؟
.
جولیا : اره ... و این که ی سوال دارم ...اگه باهم نیستن پس چرا روی ی تخت باهم میخوابن ؟؟
.
جیمین : چون ۱ دشمنای جونگ کوک میدونن که تنها نقطه ضعفه این غول پرنسسشه پس میخاد ازش مواظبت کنه و ۲ چون ا/ت تنها کسیه که میتونه به اون ارامش بده ...
.
صحبتشون با صدای جونگ کوک بلند شد ..
.
کوک :نمیخاین بیاینن؟؟
.
جیمین : الانن
.
.
.
ادمینتون زنده شدددد
- ۲۶.۸k
- ۱۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط