نفرت در برابر عشقی که بهت دارم
{{نفرت در برابر عشقی که بهت دارم }}
پارت 35
منشی : چشم خانم
وارد اتاقش شد و بالتوش رو درآورد و روی صندلی نشست نگاهی به اتاق اش انداخت از دکور اتاقش خیلی خوشش اومد بعد از چند مین منشی وارد اوتاق شد و پرونده ها رو روی میزش گذاشت
منشی : خانم آقاي جئون گفتن بری اتاقشون
ا،ت : اگه کار داره چرا خودش نمیاد
منشی : من اطلاعی ندارم
ا،ت : باشه میتونی بری
ا،ت از اتاق خارج و به سمت اتاق جونگکوک رفت جلوی در وایستاده و تقی به در زد وارد اوتاق شد جونگکوک با دیدن اون از روی صندلی اش بلند شد و از سر تا پا آنالیز کرد
ا،ت : مشتاق دیدار آقای جئون
جونگکوک به سمتش اومد و با فاصله زیادی جلوش ایستاده
جونگکوک : یه سوال میپرسم و تو هم درست جواب میدی
ا،ت یک قدمی به جونگکوک نزدیک شد
ا،ت : اگه نخوام جواب بدم چی
جونگکوک پوزخندی زد و بیشتر بهش نزدیک شد
جونگکوک : حوصله بازی ندارم بگو چطوری الان اینجایی
ا،ت متقابلا پوزخندی زد و بیشتر بهش نزدیک شد الان دیگه فاصله بینشون پر شد و توی چشمای هم خیره شده بودن
ا،ت : بازی تازه شروع شده و اينکه چطوری به اینجا رسیدم رازي هست که هیچ وقت نمیفهمی
ا،ت از جونگکوک فاصله گرفته و به سمت پنجره که توی اتاق بود رفت
ا،ت : بگذریم اتاق تو هم قشنگ ولی خیلی دلگیره مگه مافیای که اتاقت انقدر سیاه
ولی خوشم اومد اگه توی اتاق خودم عادت نکردم شاید این اتاق ازت بگیرم
ا،ت آخر حرفش به سمت جونگکوک برگشت و چشمکی بهش زد
جونگکوک : نمیخواهی بگی
ا،ت به سمت میز رفت و بهش تکیه داد
ا،ت : چیو بگم اصلا چرا این سوال هارو ازم میپرسی مگه باهام نسبتی داری که میخواهی بدونی که چطور به اینجا رسیدم
جونگکوک به سمتش اومد و جلوش ایستاده
جونگکوک : الآن که نسبتی نداریم ولی از کجا معلوم کسی از آیند خبر ندارم
ا،ت : به همین خیال باش آقاي جئون
ا،ت خواست که بره ولی جونگکوک جلوش ایستاده بود و اجازه نداد که بره و دستاشو روی پهلو هاش گذاشت و کاری کرد روی میز بشینه
و دستاشو دو طرفش گذاشت
جونگکوک : حالا که پول دار شدی برای چی برگشتی اینجا
ا،ت از این حرکت جونگکوک شکه شد و هیچی نگفت و فقد به چشمای جونگکوک نگاه میکرد انگار زبونش قفل شد بود که جونگکوک ادامه داد
جونگکوک : بزار من بگم بخاطر عشقی که به من داشتی
هنوز نتونستی منو فراموش کنی برای همین اومد اینجا
جونگکوک دستشو روی رون پای ا،ت کشید
جونگکوک : دیگه نبینم از این لباسا بپوشی............ادامه دارد
اسلاید۲ اتاق ا،ت
اسلاید۳ اتاق جونگکوک
پارت 35
منشی : چشم خانم
وارد اتاقش شد و بالتوش رو درآورد و روی صندلی نشست نگاهی به اتاق اش انداخت از دکور اتاقش خیلی خوشش اومد بعد از چند مین منشی وارد اوتاق شد و پرونده ها رو روی میزش گذاشت
منشی : خانم آقاي جئون گفتن بری اتاقشون
ا،ت : اگه کار داره چرا خودش نمیاد
منشی : من اطلاعی ندارم
ا،ت : باشه میتونی بری
ا،ت از اتاق خارج و به سمت اتاق جونگکوک رفت جلوی در وایستاده و تقی به در زد وارد اوتاق شد جونگکوک با دیدن اون از روی صندلی اش بلند شد و از سر تا پا آنالیز کرد
ا،ت : مشتاق دیدار آقای جئون
جونگکوک به سمتش اومد و با فاصله زیادی جلوش ایستاده
جونگکوک : یه سوال میپرسم و تو هم درست جواب میدی
ا،ت یک قدمی به جونگکوک نزدیک شد
ا،ت : اگه نخوام جواب بدم چی
جونگکوک پوزخندی زد و بیشتر بهش نزدیک شد
جونگکوک : حوصله بازی ندارم بگو چطوری الان اینجایی
ا،ت متقابلا پوزخندی زد و بیشتر بهش نزدیک شد الان دیگه فاصله بینشون پر شد و توی چشمای هم خیره شده بودن
ا،ت : بازی تازه شروع شده و اينکه چطوری به اینجا رسیدم رازي هست که هیچ وقت نمیفهمی
ا،ت از جونگکوک فاصله گرفته و به سمت پنجره که توی اتاق بود رفت
ا،ت : بگذریم اتاق تو هم قشنگ ولی خیلی دلگیره مگه مافیای که اتاقت انقدر سیاه
ولی خوشم اومد اگه توی اتاق خودم عادت نکردم شاید این اتاق ازت بگیرم
ا،ت آخر حرفش به سمت جونگکوک برگشت و چشمکی بهش زد
جونگکوک : نمیخواهی بگی
ا،ت به سمت میز رفت و بهش تکیه داد
ا،ت : چیو بگم اصلا چرا این سوال هارو ازم میپرسی مگه باهام نسبتی داری که میخواهی بدونی که چطور به اینجا رسیدم
جونگکوک به سمتش اومد و جلوش ایستاده
جونگکوک : الآن که نسبتی نداریم ولی از کجا معلوم کسی از آیند خبر ندارم
ا،ت : به همین خیال باش آقاي جئون
ا،ت خواست که بره ولی جونگکوک جلوش ایستاده بود و اجازه نداد که بره و دستاشو روی پهلو هاش گذاشت و کاری کرد روی میز بشینه
و دستاشو دو طرفش گذاشت
جونگکوک : حالا که پول دار شدی برای چی برگشتی اینجا
ا،ت از این حرکت جونگکوک شکه شد و هیچی نگفت و فقد به چشمای جونگکوک نگاه میکرد انگار زبونش قفل شد بود که جونگکوک ادامه داد
جونگکوک : بزار من بگم بخاطر عشقی که به من داشتی
هنوز نتونستی منو فراموش کنی برای همین اومد اینجا
جونگکوک دستشو روی رون پای ا،ت کشید
جونگکوک : دیگه نبینم از این لباسا بپوشی............ادامه دارد
اسلاید۲ اتاق ا،ت
اسلاید۳ اتاق جونگکوک
- ۱۵.۹k
- ۲۲ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط