{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبحِ بی تو، رنگِ بعد از ظهر یک آدینه دارد

صبحِ بی تو، رنگِ بعد از ظهر یک آدینه دارد

بی تو حتّی مهربانی حالتی از کینه دارد

بی تو می گویند: تعطیل است کار عشق بازی

عشق امّا کی خبر از شنبه و آدینه دارد؟

جغد بر ویرانه می خواند به انکار تو امّا

خاکِ این ویرانه ها بویی از آن گنجینه دارد

خواستم از رنجش دوری بگویم، یادم آمد

عشق با آزار، خویشاوندی دیرینه دارد

روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرم

ای خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد

در هوای عاشقان پر می کشد با بی قراری

آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد

ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید

آنکه در دستش کلید شهر پر آیینه دارد

قیصر امین پور
دیدگاه ها (۱)

ﺷﺐ ﻣﻦ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻮﯾﺖ ... ﺳﺤﺮﻡ ﻧﺸﺎﻥ ﺭﻭﯾﺖﻗﻤﺮ ﺍﺯ ﻓﻠﮏ ﺩﺭ ﺍﻓﺘﺪ , ﭼﻮ ﻧﻘ...

بیا جانم نگاهی کن که من بی ساز میرقصممیان کف زدنهایت در این ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

سناریو تهیونگ

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پارت ۳۳چند ماه از اون روزِ پر از هیجان گذشته بود. حالا دنیا ...

سناریو تهیونگ

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❼‏«فهمیدم دوستت دارم. همان شبی که با یک حرف ساده...

رمان: رنگِ انتقام، بویِ عشقپارت سیزدهم | یک قدم نزدیک‌تربعد ...

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط