{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

64

اقاهه: خانم هلن هیوان ایا قبول میکنید که در شادی و غم سختی و اسانی در کنار اقای جئون جونگ کوک باشید؟
هلن: بلهههههه
یکم خجالت کشیدم ولی خب باید از قدرت صدام استفاده کنم ولی همه خندیدن:(
اقاهه: اقای جئون جونگ کوک ایا قبول میکنید که در شادی و غم سختی و اسانی در کنار خانم هلن هیوان باشید؟
کوک: بلهههههههههههههههههههههه
شاهد کوک ته بود و شاهد من لیسا
بلاخره امضا کردیم و.....
اقاهه: و حالا شما را زن و شوهر اعلام میکنم میتونید هم رو ببوسید
من تقلا کردم ولی کوک من رو به زور کشید تو بغلش و بوسیدم
موقه ای که لبم رو لبش بود به خیلی چیز ها در پنج ثانیه فکر کردم مثله:
جلو کل فامیل ارمی ها مامان بابام مامان باباش هم رو بوسیدسم
بلاخره اون شوهر منه
خداحافظ سینگی
چقدر خوب منو میبوسه
امشب پارم
یعنی اعضا با خودشون چی میگن؟
لیسا فیلیم میگیره؟؟؟؟؟ جیهوپ؟؟؟؟؟
یاعلی
ازم جدا شد که یه خنده کوچیک کردم و همه تشویق کردن و رفتیم که برقصیم
دیدگاه ها (۱۰)

☆‌عشق اجباری من✧P6ویو نویسندهچراغ‌های عمارت خاموش شده بود و ...

پارت ۲۱

مهمونی خطرناک پارت=8ادامه ویو جونگ کوک:نگاه ریزی بهم انداخت ...

" ویو کوک "وقتی اون هیون عوضی لیا رو بغل کرد خیلی عصبانی شدم...

☆دوپارتی☆𓆩𐙚..وقتی هم استادته و هم همسرت..𐙚𓆪ـــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط