{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر چه می کوشم که از عشقت بپرهیزد دلم

هر چه می کوشم که از عشقت بپرهیزد دلم
باز تا غافل شوم  سوی تو  بگریزد   دلم
 
بارها  دیدی  که از  چشم تو چون افتاد، باز
 یک تبسم بود کافی تا  به پا  خیزد دلم
 
امر کردی  تا  فراموشت  کنم، گفتم به چشم
لیک  با  یاد تو  نتواند  که بستیزد  دلم
گیرم اینکه می توان پوشید ازعشق تو چشم
باز هم  با   یک نگه یکسر فرو ریزد دلم
آن شب از شوق وصالت تا سحر خوابم نبرد
 چون دل گنجشک هر دم تندتر میزد دلم
دوستان بیهوده مجنون را نصیحت می کنند
 گوشوار پند  را  هرگز  نیاویزد  دلم
کی شود آرام  از عشق تو  این  دریای عشق
وه که از دل خیزد این توفان؛ بنامیزد! دلم
دیدگاه ها (۲)

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرمزخمه بر جانم بزن تا پای ج...

نمیدانم کدام را راضی کنم "دلی" که میخواهد عاشق باشد...یا "ع...

درد ناک استباران بباردخیس شومو بدانم توگرمای دستت مال من نیس...

تو اگر پائیز زردی ٬ واسه من بهار سبزیتو اگر هوای سردی واسه م...

My lovely neighbor part : 42

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط